decentralism


قانون ـ فقه : سیستم عدم تمرکز در اداره مملکت

انگلیسی به انگلیسی

• decentralization, distribution of administrative powers; dispersion

پیشنهاد کاربران

عدم تمرکز، تمرکززدایی یا مرکزگریزی
این مفهوم در مقابل تمرکزگرایی ( Centralism ) قرار می گیرد.
حوزه های کاربرد:
سیاست و حکومت: خودگردانی مناطق، فدرالیسم
مدیریت و اقتصاد: تفویض اختیار به شعب
...
[مشاهده متن کامل]

فناوری: سیستم های غیرمتمرکز مانند بلاکچین
شهرسازی: توسعه ی متوازن و چندقطبی
مثال:
�تفکر عدم تمرکزگرایی در اداره ی کشور، به افزایش مشارکت محلی و کارآمدی تصمیم گیری می انجامد. �