دیوید هاکنی، هنرمند برجسته بریتانیایی و یکی از مهم ترین چهره های هنر معاصر در قرن های بیستم و بیست ویکم، در ۱۱ ژوئن ۲۰۲۶، یک ماه پیش از هشتادونهمین سالگرد تولدش، در آرامش و در خانه درگذشت. میراث ماندگار دیوید هاکنی بازتاب اشتیاق عمیق او به زندگی، حس شوخ طبعی استثنایی، سخاوت فراوان و کنجکاوی جست وجوگرانه اش است؛ ویژگی هایی که در عبارت همیشگی او خلاصه می شد: "زندگی را دوست بدار.
... [مشاهده متن کامل]
هاکنی در سال ۱۹۳۷ در شهر برادفورد واقع در یورکشایر غربی به دنیا آمد. چهارمین فرزند از پنج فرزند خانواده ای بود که خودش آن را �یک خانواده رادیکال طبقه کارگر� توصیف می کرد. والدینش استعداد هنری او را از کودکی تشویق کردند. او در کالج برادفورد هنر خواند و نخستین نقاشی خود، پرتره ای از پدرش، را در نمایشگاه هنرمندان یورکشایر در سال ۱۹۵۷ به قیمت ۱۰ پوند فروخت. به عنوان فردی که به دلایل وجدانی با خدمت نظامی مخالف بود، دو سال خدمت ملی خود را به عنوان کمک پرستار در بیمارستان گذراند و سپس در سال ۱۹۵۹ وارد کالج سلطنتی هنر لندن شد.
او خیلی زود به عنوان استعدادی منحصربه فرد، اما سرکش، شناخته شد. امتناع او از کشیدن طراحی زنده از یک مدل زن نزدیک بود مانع فارغ التحصیلی اش شود. او در اقدامی معنادار اثری با عنوان طراحی زنده برای دریافت مدرک ارائه کرد که در آن پیکر عضلانی یک مرد از مجله های بدنسازی آمریکایی به تصویر کشیده شده بود. هاکنی همچنین از نوشتن مقاله الزامی امتحان نهایی خودداری کرد، زیرا معتقد بود باید فقط بر اساس آثار هنری اش ارزیابی شود. کالج سلطنتی هنر که از استعدادی که پرورش می داد آگاه بود، قوانینش را تغییر داد تا بتواند مدرک او را صادر کند. این آغاز مسیری بود که در آن هاکنی هیچ ابایی از به چالش کشیدن جامعه محافظه کار نداشت.
هاکنی با موهای بلوند روشن، عینک های گرد با قاب ضخیم و سیگاری که همیشه بر لب داشت، به یکی از چهره های محافل شبانه لندن و آمریکا در دهه ۱۹۶۰ تبدیل شد. او با اندی وارهول، اوزی کلارک و دنیس هاپر معاشرت می کرد و شهرتی به عنوان خوشگذران و پرسه زن فرهنگی به دست آورد. اما با وجود زندگی سرشار از لذت و مصرف مواد مخدر، هرگز اخلاق کاری سخت کوشانه یورکشایری خود را از دست نداد. حتی پس از سکته مغزی در سال ۲۰۱۲ که موقتاً بر توانایی گفتارش اثر گذاشت، همچنان به کار ادامه داد. پس از مهاجرت به لس آنجلس در اواسط دهه ۱۹۶۰، آثار پخته تر و خویشتندارانه تر او به خاطر توانایی شان در انتقال احساسات عمیق و پیچیده بر بوم نقاشی مورد تحسین قرار گرفتند. اثر مردی در حمام در بورلی هیلز ( ۱۹۶۴ ) نشان می داد که او در مسیر رسیدن به سبک واقع گرایانه تر خود به بلوغ رسیده است.
درنوامبر ۲۰۱۸، شاهکار سال ۱۹۷۲ او، پرتره یک هنرمند ( استخر با دو پیکر ) ، در حراج کریستیز به قیمت ۹۰. ۳ میلیون دلار فروخته شد و در آن زمان رکورد گران ترین اثر یک هنرمند زنده را شکست. این اثر که از جدایی او از معشوقش الهام گرفته بود، منتقدان را شیفته خود کرد.
هاکنی هنگام کار روی یکی از نقاشی های لس آنجلس، مجموعه ای از عکس های مرجع را با دوربین پولاروید ثبت کرد و به طور اتفاقی به مرحله بعدی کارنامه هنری اش رسید: کلاژهای عکاسی یا آنچه خودش �جوینرها� می نامید. او با کنار هم قرار دادن عکس های متعدد، شیفتگی خود به پرسپکتیو را بررسی می کرد. پرتره هایی که از مادرش و دلال هنری بریتانیایی جان کزمین ساخت، تأثیر آشکار کوبیسم را نشان می داد و با آثار پیکاسو مقایسه می شد. در سال های بعد، هاکنی حوزه های تازه بسیاری را تجربه کرد؛ از طراحی صحنه و لباس برای اپراها و باله ها گرفته تا بهره گیری از فناوری های نوین.
او مجذوب فناوری بود و در طول دوران فعالیتش از دستگاه فتوکپی، فکس، چاپگر و آی پد استفاده کرد. آی پد به او امکان می داد صدها نقاشی دیجیتال خلق کند و با اشتیاق برای دوستان و آشنایانش بفرستد. با این حال، علاقه او به فناوری همیشه به یک موضوع بازمی گشت: �من فقط به فناوری هایی علاقه دارم که به تصویر مربوط باشند. هر چیزی که بتواند تصویری خلق کند برایم جذاب است. �
هاکنی که تمام عمر سیگاری قهاری بود، معتقد بود سیگار برای سلامت روانش مفید بوده است. او در مقاله ای در سال ۲۰۰۷ نوشت که ممنوعیت قریب الوقوع سیگار در بریتانیا �زننده ترین نمونه مهندسی اجتماعی� است.
او در سال ۲۰۰۵ از لس آنجلس به یورکشایر بازگشت، اما در سال ۲۰۱۳ با تراژدی بزرگی روبه رو شد؛ زمانی که دستیار ۲۳ ساله اش، دومینیک الیوت، در خانه اش در بریدلینگتون مرده پیدا شد. مشخص شد که الیوت پس از مصرف مواد مختلفی از جمله اکستازی و کوکائین، مایع لوله بازکن خانگی نوشیده است. پزشکی قانونی مرگ او را حادثه ای ناخواسته اعلام کرد. هاکنی گفت پس از این اتفاق مدتی حتی به کنار گذاشتن کامل هنر فکر کرده بود، زیرا دیگر توانایی طراحی نداشت.
گفته می شود او چندین بار نشان شوالیه گری را رد کرده بود و یک بار نیز دعوت برای کشیدن پرتره ملکه را نپذیرفت. روحیه سنت شکن او در کتاب دانش پنهان: بازکشف فنون گمشده استادان قدیم در سال ۲۰۰۱ نیز دیده می شد؛ کتابی که در آن بسیاری از باورهای رایج درباره شیوه خلق شاهکارهای نقاشی گذشته را به چالش کشید. این کتاب هم خشم و هم تحسین منتقدان و تاریخ نگاران هنر را برانگیخت.
او در سال ۲۰۱۸ گفته بود: �آموزش طراحی به مردم، آموزش دیدن است. � و بی تردید هنر او تأثیر عمیقی بر شیوه نگاه ما به قرن بیستم گذاشت؛ هرچند خودش شاید چنین برداشتی نداشت. او در سال ۲۰۱۵ گفته بود: �زیاد اهل مرور گذشته نیستم. من در اکنون زندگی می کنم. همیشه اکنون است. �
جهت اطلاعات بیشتر به " دیوید هاکنی" در آبادیس مراجعه کنتید.



... [مشاهده متن کامل]
هاکنی در سال ۱۹۳۷ در شهر برادفورد واقع در یورکشایر غربی به دنیا آمد. چهارمین فرزند از پنج فرزند خانواده ای بود که خودش آن را �یک خانواده رادیکال طبقه کارگر� توصیف می کرد. والدینش استعداد هنری او را از کودکی تشویق کردند. او در کالج برادفورد هنر خواند و نخستین نقاشی خود، پرتره ای از پدرش، را در نمایشگاه هنرمندان یورکشایر در سال ۱۹۵۷ به قیمت ۱۰ پوند فروخت. به عنوان فردی که به دلایل وجدانی با خدمت نظامی مخالف بود، دو سال خدمت ملی خود را به عنوان کمک پرستار در بیمارستان گذراند و سپس در سال ۱۹۵۹ وارد کالج سلطنتی هنر لندن شد.
او خیلی زود به عنوان استعدادی منحصربه فرد، اما سرکش، شناخته شد. امتناع او از کشیدن طراحی زنده از یک مدل زن نزدیک بود مانع فارغ التحصیلی اش شود. او در اقدامی معنادار اثری با عنوان طراحی زنده برای دریافت مدرک ارائه کرد که در آن پیکر عضلانی یک مرد از مجله های بدنسازی آمریکایی به تصویر کشیده شده بود. هاکنی همچنین از نوشتن مقاله الزامی امتحان نهایی خودداری کرد، زیرا معتقد بود باید فقط بر اساس آثار هنری اش ارزیابی شود. کالج سلطنتی هنر که از استعدادی که پرورش می داد آگاه بود، قوانینش را تغییر داد تا بتواند مدرک او را صادر کند. این آغاز مسیری بود که در آن هاکنی هیچ ابایی از به چالش کشیدن جامعه محافظه کار نداشت.
هاکنی با موهای بلوند روشن، عینک های گرد با قاب ضخیم و سیگاری که همیشه بر لب داشت، به یکی از چهره های محافل شبانه لندن و آمریکا در دهه ۱۹۶۰ تبدیل شد. او با اندی وارهول، اوزی کلارک و دنیس هاپر معاشرت می کرد و شهرتی به عنوان خوشگذران و پرسه زن فرهنگی به دست آورد. اما با وجود زندگی سرشار از لذت و مصرف مواد مخدر، هرگز اخلاق کاری سخت کوشانه یورکشایری خود را از دست نداد. حتی پس از سکته مغزی در سال ۲۰۱۲ که موقتاً بر توانایی گفتارش اثر گذاشت، همچنان به کار ادامه داد. پس از مهاجرت به لس آنجلس در اواسط دهه ۱۹۶۰، آثار پخته تر و خویشتندارانه تر او به خاطر توانایی شان در انتقال احساسات عمیق و پیچیده بر بوم نقاشی مورد تحسین قرار گرفتند. اثر مردی در حمام در بورلی هیلز ( ۱۹۶۴ ) نشان می داد که او در مسیر رسیدن به سبک واقع گرایانه تر خود به بلوغ رسیده است.
درنوامبر ۲۰۱۸، شاهکار سال ۱۹۷۲ او، پرتره یک هنرمند ( استخر با دو پیکر ) ، در حراج کریستیز به قیمت ۹۰. ۳ میلیون دلار فروخته شد و در آن زمان رکورد گران ترین اثر یک هنرمند زنده را شکست. این اثر که از جدایی او از معشوقش الهام گرفته بود، منتقدان را شیفته خود کرد.
هاکنی هنگام کار روی یکی از نقاشی های لس آنجلس، مجموعه ای از عکس های مرجع را با دوربین پولاروید ثبت کرد و به طور اتفاقی به مرحله بعدی کارنامه هنری اش رسید: کلاژهای عکاسی یا آنچه خودش �جوینرها� می نامید. او با کنار هم قرار دادن عکس های متعدد، شیفتگی خود به پرسپکتیو را بررسی می کرد. پرتره هایی که از مادرش و دلال هنری بریتانیایی جان کزمین ساخت، تأثیر آشکار کوبیسم را نشان می داد و با آثار پیکاسو مقایسه می شد. در سال های بعد، هاکنی حوزه های تازه بسیاری را تجربه کرد؛ از طراحی صحنه و لباس برای اپراها و باله ها گرفته تا بهره گیری از فناوری های نوین.
او مجذوب فناوری بود و در طول دوران فعالیتش از دستگاه فتوکپی، فکس، چاپگر و آی پد استفاده کرد. آی پد به او امکان می داد صدها نقاشی دیجیتال خلق کند و با اشتیاق برای دوستان و آشنایانش بفرستد. با این حال، علاقه او به فناوری همیشه به یک موضوع بازمی گشت: �من فقط به فناوری هایی علاقه دارم که به تصویر مربوط باشند. هر چیزی که بتواند تصویری خلق کند برایم جذاب است. �
هاکنی که تمام عمر سیگاری قهاری بود، معتقد بود سیگار برای سلامت روانش مفید بوده است. او در مقاله ای در سال ۲۰۰۷ نوشت که ممنوعیت قریب الوقوع سیگار در بریتانیا �زننده ترین نمونه مهندسی اجتماعی� است.
او در سال ۲۰۰۵ از لس آنجلس به یورکشایر بازگشت، اما در سال ۲۰۱۳ با تراژدی بزرگی روبه رو شد؛ زمانی که دستیار ۲۳ ساله اش، دومینیک الیوت، در خانه اش در بریدلینگتون مرده پیدا شد. مشخص شد که الیوت پس از مصرف مواد مختلفی از جمله اکستازی و کوکائین، مایع لوله بازکن خانگی نوشیده است. پزشکی قانونی مرگ او را حادثه ای ناخواسته اعلام کرد. هاکنی گفت پس از این اتفاق مدتی حتی به کنار گذاشتن کامل هنر فکر کرده بود، زیرا دیگر توانایی طراحی نداشت.
گفته می شود او چندین بار نشان شوالیه گری را رد کرده بود و یک بار نیز دعوت برای کشیدن پرتره ملکه را نپذیرفت. روحیه سنت شکن او در کتاب دانش پنهان: بازکشف فنون گمشده استادان قدیم در سال ۲۰۰۱ نیز دیده می شد؛ کتابی که در آن بسیاری از باورهای رایج درباره شیوه خلق شاهکارهای نقاشی گذشته را به چالش کشید. این کتاب هم خشم و هم تحسین منتقدان و تاریخ نگاران هنر را برانگیخت.
او در سال ۲۰۱۸ گفته بود: �آموزش طراحی به مردم، آموزش دیدن است. � و بی تردید هنر او تأثیر عمیقی بر شیوه نگاه ما به قرن بیستم گذاشت؛ هرچند خودش شاید چنین برداشتی نداشت. او در سال ۲۰۱۵ گفته بود: �زیاد اهل مرور گذشته نیستم. من در اکنون زندگی می کنم. همیشه اکنون است. �
جهت اطلاعات بیشتر به " دیوید هاکنی" در آبادیس مراجعه کنتید.


