🔸 مثال ها:
• "The president's decision to resume airstrikes dashed the hopes of peace activists. "
تصمیمِ رئیس جمهور برایِ ازسرگیریِ حملاتِ هوایی، امیدهایِ فعالانِ صلح را نقش بر آب کرد.
• "The delay in the ceasefire talks dashed the hopes of millions living in the conflict zone. "
... [مشاهده متن کامل]
تأخیر در مذاکراتِ آتش بس، امیدهایِ میلیون ها نفر را که در منطقه یِ درگیری زندگی می کنند، ناامید کرد.
• "The new sanctions dashed any hope of a quick economic recovery. "
تحریم هایِ جدید، هرگونه امید به بهبودیِ سریعِ اقتصادی را از بین برد.
تصمیمِ رئیس جمهور برایِ ازسرگیریِ حملاتِ هوایی، امیدهایِ فعالانِ صلح را نقش بر آب کرد.
... [مشاهده متن کامل]
تأخیر در مذاکراتِ آتش بس، امیدهایِ میلیون ها نفر را که در منطقه یِ درگیری زندگی می کنند، ناامید کرد.
تحریم هایِ جدید، هرگونه امید به بهبودیِ سریعِ اقتصادی را از بین برد.
کسی را مایوس کردن
امید کسی را ناامید کردن
to make it impossible for someone to do what they hoped to do
Saturday’s defeat has dashed their hopes of success in the FA Cup this year.
Hopes for an early economic recovery have now been dashed.