darken one's doorstep

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• آمدن به خانه ی کسی ( اغلب با بار منفی یا اکراه )
• ( در کاربرد غیررسمی ) مزاحمت شدن / به در خانه ی کسی آمدن ( به ویژه وقتی خوش آمد نیستی )
• ( در کاربرد ادبی ) قدم گذاشتن در خانه ی کسی ( معمولاً در جملات منفی )
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
He said he would never darken my doorstep again.
او گفت که دیگر هرگز به در خانه ی من نخواهد آمد ( پا نخواهد گذاشت ) .
I told him not to darken my doorstep after what he did.
بعد از کاری که کرد، به او گفتم که دیگر پایش را به خانه ی من نگذارد.
She has never darkened our doorstep since the argument.
او از آن بحث تا حالا پای خود را به خانه ی ما نگذاشته است.