dance on someone's reputation

پیشنهاد کاربران

معادل فارسی:
اصلی: اعتبار/آبروی کسی را نابود کردن
محاوره ای/تخریبی: آبروی کسی را بردن، روی آبروی کسی راه رفتن، خاک بر سر کسی ریختن
مثال:
By spreading those false accusations, the rival company is dancing on his reputation.
...
[مشاهده متن کامل]

با پخش آن اتهامات دروغ، شرکت رقیب دارد آبروی او را می برد.
After the scandal broke, the media seemed to dance on the politician's reputation.
بعد از فاش شدن رسوایی، به نظر می رسید رسانه ها با لذت در حال تخریب اعتبار آن سیاستمدار هستند.
مترادف ها:
Destroy someone's reputation ( اعتبار کسی را نابود کردن )
Tarnish/smear someone's name ( نام کسی را لکه دار کردن )
Drag someone's name through the mud ( اسم کسی را به گِل کشیدن )
Assassinate someone's character ( شخصیت کسی را ترور کردن )
Malign someone ( به کسی تهمت زدن/بدگویی کردن )