damask

/ˈdæməsk//ˈdæməsk/

معنی: گلدار کردن
معانی دیگر: (پارچه ی موج دار پنبه ای یا ابریشمی ضخیم برای رومیزی و رومبلی و غیره) حریر موج دار، پارچه ی دمشقی، قناویز، پولاد خم پذیر و موج دار (damascus steel هم می گویند)، موج ها و شیارهای این گونه پولاد، قرمز، صورتی و سرخ، (در اصل) دمشقی، وابسته به شهر دمشق، پولادین، ساخته شده از پولاد دمشق، (با طرح گل و بته یا طرح موجی) آراستن، حریر گلدار ومشجر
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a fine cloth woven of linen, silk, wool, or cotton with a prominent, elaborate pattern.

(2) تعریف: table linen of this or similar cloth.

(3) تعریف: a deep pink color.
صفت ( adjective )
(1) تعریف: made of damask or a similar material.

- damask napkins
[ترجمه ترگمان] دستمال گلدار
[ترجمه گوگل] دستمال سفره دار
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: of or pertaining to the color damask.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: damasks, damasking, damasked
• : تعریف: to provide (cloth or the like) with an elaborate pattern.

جمله های نمونه

1. Various flowers damask the stage.
[ترجمه ترگمان]گل های مختلف بر روی صحنه
[ترجمه گوگل]گل های مختلف گلدان مرحله ای
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He is magnificently dressed in damask decorated with peacock feathers, and wears the Order of the Golden Fleece.
[ترجمه ترگمان]او در حریر دمشق آراسته به پره ای طاووس تزیین شده و مدال پشم طلایی را به تن دارد
[ترجمه گوگل]او با شکوه در لباس قدی که با پرهای طاووس تزئین شده است، پوشید و فرمان طناب طلایی را می پوشاند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The two-seat sofa in blue Damask in the living area provides a link between kitchen and living areas.
[ترجمه ترگمان]مبل دو نفره در damask آبی در منطقه زنده، ارتباطی بین آشپزخانه و مناطق زندگی فراهم می کند
[ترجمه گوگل]مبل دو صندلی در Damask آبی در منطقه زندگی می کند ارتباط بین آشپزخانه و مناطق زندگی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The original, unfaded colour of the damask in the saloon is found behind a state portrait.
[ترجمه ترگمان]رنگ اصلی و unfaded of در سالن در پشت یک پرتره دولتی یافت می شود
[ترجمه گوگل]رنگ اصلی و اصلی از گلدان در سالن در پشت یک پرچم دولتی یافت می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The duck dropped the dirty double damask dinner napkin.
[ترجمه ترگمان]اردک آن دستمال شامی را که از حریر دمشق پوشیده بود انداخت
[ترجمه گوگل]اردک کت و شلوار دوزی کتانی دوزی را کاهش داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Colour dawn wears sock shoe, damask face, toe cap is pointed, wear have bootlace.
[ترجمه ترگمان]سپیده دم رنگی کفش، face، cap انگشت پا، wear و bootlace دارد
[ترجمه گوگل]سحر رنگی پوشیدن کفش جوراب، چهره دندانه دار، کلاه پا اشاره کرد، پوشیدن کفش های باریک
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. She knows how to do up damask.
[ترجمه ترگمان]او می داند که چه طور باید از حریر دمشق استفاده کرد
[ترجمه گوگل]او می داند که چگونه می توان از قایقرانی استفاده کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Damask is a double - faced fabric.
[ترجمه ترگمان]damask یک پارچه double است
[ترجمه گوگل]Damask پارچه دو طرفه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Why is damask steel that was so widely spread in the beginning of the last century is now a rare thing?
[ترجمه ترگمان]چرا فولاد damask که در اوایل قرن گذشته گسترده شد اکنون چیز نادری است؟
[ترجمه گوگل]چرا فولاد دندانی که در ابتدای قرن گذشته به طور گسترده ای پخش شد، در حال حاضر یک چیز نادر است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Paint the painting on thin silk, damask silk or silks. which is called silk painting.
[ترجمه ترگمان]نقاشی را روی ابریشم نازک، ابریشم حریر دمشق یا ابریشم نقاشی کنید که بهش میگن نقاشی ابریشم
[ترجمه گوگل]نقاشی روی ابریشم نازک، ابریشم ابریشم یا ابریشم که نقاشی ابریشم نامیده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. There is a vacuum flask on the damask table - cloth.
[ترجمه ترگمان]یک فلاسک خلا بر روی میز damask وجود دارد
[ترجمه گوگل]فلاسک خلاء روی میز دیمسکا وجود دارد - پارچه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Damask quilt covers of Suzhou and Hangzhou involve exquisite traditional emBroidery.
[ترجمه ترگمان]quilt damask و Hangzhou شامل Suzhou سنتی بسیار عالی است
[ترجمه گوگل]پوشش های دمشق دمشق از سوچو و هانگزو شامل الگوی گلدوزی سنتی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The shirt is made with damask wool.
[ترجمه ترگمان]پیراهن با پارچه حریر دمشق ساخته شده است
[ترجمه گوگل]پیراهن با پشم مصنوعی ساخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Naturally rehydrating, soothing, colling and anti-inflammatory, hundred-petalled and damask rose oils are the perfect ingredients for enhancing moisture and radiance.
[ترجمه ترگمان]به طور طبیعی rehydrating، تسکین دهنده، آرام بخش، ضد التهاب، hundred و حریر دمشق، ترکیبات کامل برای افزایش رطوبت و تشعشع هستند
[ترجمه گوگل]روغن های گیاهی به طور طبیعی، ضدعفونی کننده، تسکین دهنده، کلاژن و ضد التهابی، روغن گل رز صدها گلبرگ و گلدان، مواد لازم برای افزایش رطوبت و تابش هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

گلدار کردن (فعل)
damask

تخصصی

[عمران و معماری] موج روی فولاد
[نساجی] حریر - بافت اطلس ابریشمی - بافت سرژه پنبه ای یا کتانی

به انگلیسی

• reversible fabric with woven patterns; damask steel, damascus steel (hand-wrought steel with a wavy pattern etched on its surface)
of or resembling damask
weave or decorate cloth with an elaborate design; mark with a pattern of wavy lines
damask is a type of heavy cloth with a pattern woven into it.

پیشنهاد کاربران

۱ ) پارچه ی دمشقی
۲ ) گل محمدی
۳ ) فولاد دمشق
۴ ) گلفام
۵ ) زینت دادن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما