🔸 معادل فارسی:
• ( کالا ) کالای آسیب دیده، جنس معیوب
• ( مجازی – برای افراد ) آدم ضربه خورده، کسی که از نظر روحی یا اجتماعی آسیب دیده
• ( مجازی – برای روابط ) شخصی که به دلیل تجربیات گذشته، توانایی رابطه سالم را از دست داده است
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
"The shipping company is responsible for replacing any damaged goods. "
شرکت حمل و نقل مسئول تعویض هرگونه کالای آسیب دیده است.
"He was so broken by the betrayal that he considered himself damaged goods for years. "
او آنقدر از آن خیانت شکسته شد که سال ها خود را یک آدم ضربه خورده می دانست.
"Therapy helped her stop feeling like damaged goods and start healing. "
روان درمانی به او کمک کرد تا دست از احساس یک آدم ضربه خورده بردارد و بهبود یابد.
"Calling someone damaged goods because they've been through trauma is cruel and ignorant. "
کسی را به خاطر تجربه آسیب های روحی یک فرد آسیب دیده خطاب کردن، ظالمانه و نادانی است.
• ( کالا ) کالای آسیب دیده، جنس معیوب
• ( مجازی – برای افراد ) آدم ضربه خورده، کسی که از نظر روحی یا اجتماعی آسیب دیده
• ( مجازی – برای روابط ) شخصی که به دلیل تجربیات گذشته، توانایی رابطه سالم را از دست داده است
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
شرکت حمل و نقل مسئول تعویض هرگونه کالای آسیب دیده است.
او آنقدر از آن خیانت شکسته شد که سال ها خود را یک آدم ضربه خورده می دانست.
روان درمانی به او کمک کرد تا دست از احساس یک آدم ضربه خورده بردارد و بهبود یابد.
کسی را به خاطر تجربه آسیب های روحی یک فرد آسیب دیده خطاب کردن، ظالمانه و نادانی است.
مهره سوخته
ادم سرخورده
فرد آسیب دیده ( به دلایل مشکلات و تجارب پیشین روانی و احساسی )
آدم ضد اجتماعی
این اصطلاع در فیلم Instant family به کار برده شده است.
آدم ضد اجتماعی
این اصطلاع در فیلم Instant family به کار برده شده است.
کالاهای خسارت دیده
شخصی که از نظری ناقص یا ناکامل است.