هم معنی های آن عبارتند از:
• "Tinker with" ( سرسری کار کردن با )
• "Flirt with" ( به طور سطحی درگیر شدن )
• "Dip into" ( به طور گزیده و سطحی وارد شدن )
نکته مهم: اگر می خواهید بگویید که فردی به تازگی شروع به یادگیری یک مهارت کرده است، بهتر است از عبارات دیگری مانند "Be new to" یا "Start learning" استفاده کنید.
... [مشاهده متن کامل]
• "Tinker with" ( سرسری کار کردن با )
• "Flirt with" ( به طور سطحی درگیر شدن )
• "Dip into" ( به طور گزیده و سطحی وارد شدن )
نکته مهم: اگر می خواهید بگویید که فردی به تازگی شروع به یادگیری یک مهارت کرده است، بهتر است از عبارات دیگری مانند "Be new to" یا "Start learning" استفاده کنید.
... [مشاهده متن کامل]
🔸 معادل فارسی:
• به طور سطحی به کاری پرداختن
• سرسری یا تفننی کاری را انجام دادن
• به عنوان سرگرمی یا تفریح مشغول شدن
🔸 مثال ها:
• "He dabbles in painting, but he's not a professional artist. "
... [مشاهده متن کامل]
او به طور سطحی به نقاشی می پردازد، اما یک هنرمند حرفه ای نیست.
• "She dabbles in several languages but speaks none fluently. "
او به چند زبان به طور سطحی کار می کند، اما به هیچ کدام روان صحبت نمی کند.
• "They dabble in stock trading, but it's not their main job. "
آنها به طور تفننی به معامله سهام می پردازند، اما شغل اصلی آنها نیست.
• به طور سطحی به کاری پرداختن
• سرسری یا تفننی کاری را انجام دادن
• به عنوان سرگرمی یا تفریح مشغول شدن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او به طور سطحی به نقاشی می پردازد، اما یک هنرمند حرفه ای نیست.
او به چند زبان به طور سطحی کار می کند، اما به هیچ کدام روان صحبت نمی کند.
آنها به طور تفننی به معامله سهام می پردازند، اما شغل اصلی آنها نیست.
تفننی یا گهگاهی کاری را انجام دادن ( نه به صورت حرفه ای و جدی )
کاری رو تفریحی انجام دادن
به دو صورت می تونی بگی تفننی 🚬 می کشی:
1️⃣
I’m not a regular smoker
2️⃣
فعل
یعنی تفننی یه کاریو انجام دادن
حرف اضافه ش هم in هست‼️
I dabble in smoking
یعنی تفریحی سیگار می کشم
به دو صورت می تونی بگی تفننی 🚬 می کشی:
1️⃣
2️⃣
فعل
یعنی تفننی یه کاریو انجام دادن
حرف اضافه ش هم in هست‼️
یعنی تفریحی سیگار می کشم
دستی بر آتش داشتن
I dabble in pottery
در سفالگری دستی بر آتش دارم
در سفالگری دستی بر آتش دارم
هم معنی scratch the surface
به معنی سرسری انجام دادن
به معنی سرسری انجام دادن
چیزی را سرسری یاد گرفتن یا انجام دادن