برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1426 100 1

dynamics

/daɪˈnæmɪks/ /daɪˈnæmɪks/

معنی: پویایی شناسی، مبحی حرکت اجسام، مکانیک حرکت
معانی دیگر: (کل نیروهای اخلاقی یا اقتصادی یا سیاسی و غیره که در زمینه ی بخصوصی عمل می کنند) پویاگان، (فیزیک) پویایی شناسی، پویاشناسی، علم دینامیک، مبحک حرکت اجسام

واژه dynamics در جمله های نمونه

1. the dynamics of a free economy
نیروهایی که در اقتصاد آزاد موثرند (پویاگان اقتصاد آزاد)

2. the principal dynamics of climatic changes is the sun
پویاگان عمده‌ی دگرگونی‌های آب و هوا خورشید است.

3. This software is used for modelling atmospheric dynamics.
[ترجمه ترگمان]این نرم‌افزار برای مدل‌سازی دینامیکی اتمسفری به کار می‌رود
[ترجمه گوگل]این نرم افزار برای مدل سازی دینامیک اتمسفر استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He did research on group dynamics and leadership styles.
[ترجمه ترگمان]او در مورد پویایی‌های گروهی و سبک‌های رهبری تحقیق کرد
[ترجمه گوگل]او تحقیق در مورد پویایی گروه و سبک رهبری انجام داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Market dynamics are working in the company's favour.
[ترجمه ترگمان]پویایی بازار به نفع شرکت کار می‌کند
[ترجمه گوگل]پویایی بازار در خدمت شرکت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. In ocean dynamics s ...

مترادف dynamics

پویایی شناسی (اسم)
dynamics
مبحی حرکت اجسام (اسم)
dynamics
مکانیک حرکت (اسم)
dynamics

معنی عبارات مرتبط با dynamics به فارسی

پویایی گروهی، پویش گروهی، مطالعه عوامل و نیروهای موثر در یک گروه بشری

معنی dynamics در دیکشنری تخصصی

dynamics
[عمران و معماری] دینامیک
[مهندسی گاز] مکانیک حرکت
[ریاضیات] پویایی، پویایی شناسی، جنبشی، دینامیک، علم دینامیک، نیرو شناسی، علم القوا
[پلیمر] دینامیک
[سینما] قواعد ایرو - دینامیک
[پلیمر] دینامیک محاسباتی سیال
[زمین شناسی] دینامیک سیالات آن جنبه از مکانیک سیالات که با حرکت سیالات سر و کار دارد.
[روانپزشکی] پویش گروهی. پویایی گروهی. کورت لوین گروه را یک تمامیت ساختمان یافته ای می شناسد که مختصات آن با مجموع اجزاء تشکیل دهنده متفاوت است. به نظر او گروه و پیرامون آن«میدان» پویا و تحریکی را تشکیل می دهد که ثبات و تغییرات آن با توسل به بازی نیروهای روانی-اجتماعی درگیر، مانند فشار هنجارها و مقاومت موانع و تعقیب هدف های معیین و جز آن قابل تبین است. این نیرو ها را می توان بصورت علائم نموداری که ظرفیت تبدیل به فرمول های ریاضی را دارد نشان داد.
[عمران و معماری] دینامیک ساختمان - دینامیک سازه

معنی کلمه dynamics به انگلیسی

dynamics
• active forces in any field; study of forces and their relation to the motion of bodies (mechanics); movement, activity, motion
fluid dynamics
• branch of fluid mechanics that is concerned with the properties of fluids in motion
group dynamics
• interacting forces within a small group (especially the sociological or psychological study of these dynamics)
industrial dynamics
• pattern of behavior and movement of funds and materials characteristic to business

dynamics را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مصطفی
تحرک ،پویایی (شیمی)
آرین
بلندی صدا میان نت‌ها یا عبارات موسیقایی در یک اثر مانند فورته، پیانو، پیانیسیمو و... (موسیقی)
مجتبی
دینامیک
jahanaks.blog.ir
جمعِ پویایی
مونا
پر انرژی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dynamics
کلمه : dynamics
املای فارسی : داینامیک
اشتباه تایپی : یغدشئهزس
عکس dynamics : در گوگل

آیا معنی dynamics مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )