برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1470 100 1

dutch oven


دیزی (دردار)، دیگ چدنی (در دار که برای پختن تاس کباب و غیره به کار می رود)، تنور هلندی (برای پختن گوشت)

واژه dutch oven در جمله های نمونه

1. Are you baking cinnamon rolls in a Dutch oven?
[ترجمه ترگمان]آیا شما rolls دارچین را در یک تنور هلندی پخت کرده‌اید؟
[ترجمه گوگل]آیا میوه های دارچین را در یک کوره هلندی پخت؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Melt butter in the dutch oven.
[ترجمه ترگمان]ذوب کردن کره در اجاق هلندی
[ترجمه گوگل]کره ذوب را در کوره هلندی قرار دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Return the sauce to the Dutch oven. Use caution when pureeing hot liquids.
[ترجمه ترگمان]سس را به تنور هلندی بازگردانید در هنگام داغ کردن مایعات گرم از احتیاط استفاده کنید
[ترجمه گوگل]سس را به اجاق هلندی برسانید هنگام پر کردن مایعات داغ، از احتیاط استفاده کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Heat oil in a Dutch oven over medium - high heat; add sausage and brown 2 minutes.
[ترجمه ترگمان]روغن گرمایی در یک کوره هلندی بر روی حرارت متوسط - متوسط، اضافه کردن سوسیس و قهوه‌ای ۲ دقیقه
[ترجمه گوگل]روغن گرما در یک کوره هلندی بیش از متوسط ​​- گرما بالا؛ اضافه کردن سوسیس ...

dutch oven را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dutch oven
کلمه : dutch oven
املای فارسی : داچ آون
اشتباه تایپی : یعفزا خرثد
عکس dutch oven : در گوگل

آیا معنی dutch oven مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران