برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1647 100 1
شبکه مترجمین ایران

due to

/ˈduːtuː/ /djuːtuː/

معنی: سبب، بسبب، بعلت
معانی دیگر: به واسطه ی، به دلیل، به خاطر

واژه due to در جمله های نمونه

1. What I have done is due to patient thought.
[ترجمه ترگمان]آنچه من انجام داده‌ام به خاطر تفکر بیمار است
[ترجمه گوگل]آنچه من انجام داده ام این است که به فکر بیمار هستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Due to staff shortages, we are unable to offer a full buffet service on this train.
[ترجمه ترگمان]به خاطر کمبود پرسنل، ما قادر به ارائه سرویس بوفه کامل در این قطار نیستیم
[ترجمه گوگل]با توجه به کمبود پرسنل، ما قادر به ارائه خدمات کامل بوفه در این قطار نیستیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Her disappointing exam results are entirely due to her inattention in class.
[ترجمه ترگمان]نتایج آزمون ناامید کننده او به طور کامل به دلیل بی‌توجهی او به کلاس است
[ترجمه گوگل]نتایج امتحان ناامید کننده او کاملا به خاطر عدم توجه او در کلاس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. After a try-out in Bath, the play is due to open in Edinburgh next month.
[ترجمه ترگمان]این نمایشنامه پس از یک امتحان در بث، ماه آینده در ادینبورگ افتتاح خواهد شد
[ترجمه گوگل] ...

مترادف due to

سبب (حرف اضافه)
along of , due to , owing to
بسبب (حرف اضافه)
due to , because of
بعلت (حرف اضافه)
on , due to , owing to

معنی عبارات مرتبط با due to به فارسی

ناشی از یک حادثه

معنی کلمه due to به انگلیسی

due to
• because of, on account of, as a result of, in consequence of; caused by
due to circumstances
• because of events, in light of the situation
due to inadvertence
• due to negligence or carelessness
due to the difficult circumstances
• in view of of the serious conditions, due to the severity of the situation
due to the fact that
• because

due to را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

FZE
به دليل
مصطفی حسین آبادی
انتظار می رود که آماده شود، عرضه گردد
صوفيا
انتظار
مریم سی سی
Was due to
قرار بود
نیما
[مکانیک،عمران]به علت،به سبب،ناشی از،در جهت،معلول
فارسی را پاس بداریم.
از ناحیه ی ...
از طرف ...
محدثه فرومدی
به موجب
التن قاسمپور
بعلت،به سبب،به دلیل
آرین تیمورخانی
Because.به علت
Thomaston
به دلیل اینکه
به سبب
به خاطر اینکه
English User
به خاطرِ، به موجبِ
A lot of her unhappiness is due to boredom.
The bus was delayed due to heavy snow.
نرگس انوری
Owning to, because of
سعید فاضل
مربوط میشود به
سعید 🍒
because of/as a result of

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی due to

کلمه : due to
املای فارسی : دیو تو
اشتباه تایپی : یعث فخ
عکس due to : در گوگل

آیا معنی due to مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )