برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1572 100 1
شبکه مترجمین ایران

duct

/ˈdəkt/ /dʌkt/

معنی: مجرا، خط سیر، مجرای لنف، لوله کوچک
معانی دیگر: (برای آبگونه و گاز) لوله، معبر، راهاب، گذار، قنات، درون کند، آب رسان، (کالبدشناسی - مجرای بدن مانند پیشابراه و اشک راه) مجرا، - راه، تراوراه، (گیاه شناسی) آوند، لوله اب

واژه duct در جمله های نمونه

1. a duct carries the smoke out of the cylinder
لوله‌ای دودها را از استوانه خارج می‌کند.

2. bile duct
مجرای صفرا،زرداب راه

3. bile duct
مجرای صفرا،زردابراه

4. a tear duct
مجرای اشکی

5. an ejaculatory duct
مجرای واپرانشی

6. We have advocated initial endoscopic stenting for bile duct strictures after open cholecystectomy.
[ترجمه ترگمان]ما از endoscopic اولیه endoscopic برای باریک‌بینی مجاری صفراوی پس از cholecystectomy باز حمایت کردیم
[ترجمه گوگل]ما از استنت گذاری آندوسکوپی اولیه برای سونوگرافی مجرای صفرا پس از کولسیستکتومی باز استفاده کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. This can progress to bile duct destruction, biliary cirrhosis, and sometimes cholangiocarcinoma.
[ترجمه ترگمان]این می‌تواند منجر به رشد مجرای صفرا، سیروز و گاهی اوقات cholangiocarcinoma شود
[ترجمه گوگل]این می تواند به تخریب مجرای صفراوی، سیروز صفراوی و گاهی اوقات کلانژیوکارسینوم پیشرفت کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He said she ...

مترادف duct

مجرا (اسم)
runway , aqueduct , flume , duct , conduit , channel , canal , tube , gully , strand , gullet , foramen , spiracle
خط سیر (اسم)
direction , route , course , duct , pathway , rake , trajectory , itinerary
مجرای لنف (اسم)
duct
لوله کوچک (اسم)
duct , tubule

معنی عبارات مرتبط با duct به فارسی

مجرای صفرا، زردابراه
لوله ای که از غده بنا گوشی بدهان میرود
مجرای سینه ای، مجرای صدری

معنی duct در دیکشنری تخصصی

duct
[علوم دامی] مجرا ، کانال .
[شیمی] لوله ، مجرا، معبر، راهاب ، گذار، قنات ، درون کند، آب رسان
[عمران و معماری] غلاف - کانال - مجرا
[برق و الکترونیک] مجرا ، لوله 1. وضعیت جوی خاصی که امکان انتشار دوربرد و غیر عادی سیگنالهای رادیویی و راداری را در وردسپر ( ترویوسفر ) فراهم می کند . وارونی دما موجب تغییر ثابت دی الکتریکی و بازتاب پی در پی امواج رادیویی بین دو لایه از هوا می شود که مجزا را به وجود می آورند . این حالت بین مرزی از هوا و زمین نیز ممکن است رخ دهد . مجرای وردسپهری نیز نامیه می شود . 2. محفظه ای برای عبور کابلها .
[مهندسی گاز] مجرا ، معبر
[مهندسی گاز] مجرای هوا ، عبورهوا
[مهندسی گاز] مجرای هوای ورودی
[برق و الکترونیک] کانال جوی لایه ای از جو که در دما و رطوبت معین ، امواج رادیوییزا مشابه با یک موجبر انتقال می دهد و ارسال و دریافت سیگنال را فراتر از محدوده ی معمول ممکن می کند .
[آب و خاک] خط سیر جوی، مجرای اتمسفری
[عمران و معماری] لوله محافظ کابل برق
[زمین شناسی] لوله محافظ کابل برق ، کانال کابلها ، مجرای کابلها
[نساجی] کانال خروج گرد و غبار ( در شوت فید )
[برق و الکترونیک] مجرای مرتفع مجرای ورودی سپهری رادیویی که مرزهای بالا و پایین آن هر دو بالاتر از سطح زمین قرار دارند. - مجرای مرتفع
[علوم دامی] کانال پستانی ، کانال شیری .
...

معنی کلمه duct به انگلیسی

duct
• conduit, canal, passage, pipe (for conducting liquids or air)
• a duct is a pipe, tube, or channel through which a liquid or gas is sent.
• a duct is also a tube in your body that a liquid such as tears or bile can pass through.
acoustic duct
• (anatomy) external passage of the ear
air duct
• air vent, passage for air, duct that provides ventilation
bile duct
• tube that carries bile from the liver or gallbladder to the small intestines (anatomy)
ejaculatory duct
• channel through which something is forced out
tear duct
• small tube which carries fluid to and from the eye

duct را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Ali
لوله آب
Dark Light
مجرا - لوله ی آب یا هوا
Urinqry ducts = unirary tacts : مجاری ادراری
The hot liquid (sperm) passing through these ducts is what makes the "tingle" sensation

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی duct

کلمه : duct
املای فارسی : داکت
اشتباه تایپی : یعزف
عکس duct : در گوگل

آیا معنی duct مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )