برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1469 100 1

ducks

واژه ducks در جمله های نمونه

1. ducks went wobbling by along the shore
اردک‌ها لمبر خوران در راستای کرانه حرکت می‌کردند.

2. ducks were gabbling by the side of the pond
مرغابی‌ها در کنار استخر قات قات می‌کردند.

3. ducks were lighting on the pond
مرغابی‌ها بر تالاب فرود می‌آمدند.

4. he ducks responsibility
او از زیر کار در می‌رود.

5. he wanted to wring the ducks neck and eat it
او می‌خواست گردن اردک را بپیچاند و آن را بخورد.

6. the boat roused the wild ducks into flight
قایق اردک‌های وحشی را به پرواز در آورد.

7. the hunter bagged two wild ducks
شکارچی دو مرغابی وحشی شکار کرد.

8. julie was playing with her celluloid ducks
جولی با مرغابی‌های پلاستیکی خود بازی می‌کرد.

9. the fat rooster fluttered its wings and rushed at the ducks
خروس فربه پرپر زد و به مرغابی‌ها حمله‌ور شد.

معنی کلمه ducks به انگلیسی

ducks
• pants made of durable closely woven cotton fabric
ducks and drakes
• game in which stones are skipped across the water's surface
• ducks and drakes is a game in which you throw a flat stone across an area of water in such a way that the stone bounces across the surface.

ducks را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی ducks مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران