برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1683 100 1
شبکه مترجمین ایران

drug addict

/ˈdrəɡəˈdɪkt/ /drʌɡˈædɪkt/

معتاد به مواد مخدر، خو گرفته به مواد کرخگر

واژه drug addict در جمله های نمونه

1. He's only 24 years old and a drug addict.
[ترجمه ترگمان]اون فقط ۲۴ سالشه و یه معتاد
[ترجمه گوگل]او تنها 24 سال سن دارد و معتاد به مواد مخدر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The self-confessed drug addict was arrested 13 months ago.
[ترجمه ترگمان]فرد معتاد به مواد مخدر در ۱۳ ماه پیش دستگیر شد
[ترجمه گوگل]معتاد به خود اعتراف کرده 13 ماه پیش دستگیر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She was a drug addict .
[ترجمه ترگمان]اون معتاد به مواد مخدر بود
[ترجمه گوگل]او معتاد به مواد مخدر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The Marquis of Blandford, a former drug addict, married Becky in 1990.
[ترجمه ترگمان]مارکی of، یک معتاد سابق مواد مخدر، در سال ۱۹۹۰ با بکی ازدواج کرد
[ترجمه گوگل]مارکی بلاندفورد، معتاد به مواد مخدر سابق، با بکی در سال 1990 ازدواج کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه drug addict به انگلیسی

drug addict
• one who is addicted to drugs, one who is dependent or hooked on drugs, "junkie"
became a drug addict
• came to be dependent on drugs, became hooked on drugs, became addicted to drugs

drug addict را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی drug addict

کلمه : drug addict
املای فارسی : دروغ اددیکت
اشتباه تایپی : یقعل شییهزف
عکس drug addict : در گوگل

آیا معنی drug addict مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )