برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1469 100 1

drop off

/ˈdrɑːpˈɒf/ /drɒpɒf/

معنی: مردن، بخواب رفتن
معانی دیگر: به خواب رفتن، سرازیری تند، شیب تند، افتش

واژه drop off در جمله های نمونه

1. Can I drop off the car in. . . ?
[ترجمه ترگمان]میشه از ماشین پیاده شم؟
[ترجمه گوگل]من می توانم ماشین را در ؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The membership of the club began to drop off.
[ترجمه ترگمان]اعضای باشگاه شروع به ترک‌تحصیل کردند
[ترجمه گوگل]عضویت باشگاه شروع به افتادن کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Sales to the British forces are expected to drop off.
[ترجمه ترگمان]انتظار می‌رود فروش به نیروهای انگلیس کاهش یابد
[ترجمه گوگل]انتظار می رود فروش نیروهای بریتانیایی کاهش یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Built circa 1880, bits drop off the outside and have to be caught in a wire net hung over the door.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها در حدود ۱۲۰ سالته، قطعات پراکنده از بیرون پخش می‌شوند و باید در یک تور سیمی که از در آویزان شده باشد دستگیر شوند
[ترجمه گوگل]در حدود 1880 ساخته شده است، بیت ها از خارج خارج می شوند و باید در یک سیم سیم روی درب قرار گیرند
[ترجمه شما] ...

مترادف drop off

مردن (فعل)
go off , expire , die , demise , perish , die down , be killed , drop off , be slain , pop off , decease , pass away , pass out , knock off
بخواب رفتن (فعل)
drop off

معنی کلمه drop off به انگلیسی

drop off
• leave quietly, disappear; become less; fall asleep
• deliver something (e.g.: "on my way home i can drop off the letter at the post office"); giving a ride to a person ("you don't have to take the bus, you live close to you so i will drop you off on my way")

drop off را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرمین معماری
پیاده کردن(شدن)
narges
جمع و جور کردن
سبحان زنجانی
رها کردن
پویا
بیرون ریختن و خالی کردن
سوریاس
(به جایی) بردن
محمد خ1
وسایل را در جایی پیاده کردن
علی اکبر منصوری
-کاهش يافتن، افت کردن!
- پایین انداختن،پیاده کردن! (مثلا تو فارسی خودمونی میگیم منو همينجا بنداز پایین، یعنی من را همینجا پیاده کن)
- به خواب رفتن! (باز هم مثلا تو فارسی خودمونی میگیم از خستگی افتادم، یعنی از شدت خستگی خوابم برد )
- چیزی را از ارتفاعی به پایین انداختن!
Setare
Is the place you get a car
Setare
Give it back return.
سعید مم
انداختن درون چیزی
مثل لباس در ماشین لباسشویی
Shaqayeq
Leave something somewhere for someone
مهدی
پس دادن، عودت دادن، تحویل دادن
میلاد علی پور
رساندن, بردن
mhy
Deliver sth on the way
elahe
start to sleep
فواد بهشتی
افت، کاهش، تنزل، نزول، تقلیل
ناصر
baggage drop off
تحویل دادن چمدان
Lala
Drop off:به خواب رفتن
Drop sb off : پیاده کردن کسی
هادی
پس دادن هدیه ،برگشت دادن بسته
Farzaneh
Drop off my car
ماشینم را تحویل دادم
T
پياده شدن
AmirHossien
Drop off the dry cleaning
ممد
بیرون آوردن...خالی کردن....تخلیه کردن
:)
دوتا معنی داره :یکی به خواب رفتن /یکی رها کردن (ترک کردن)
علی اسماعیل وندی
به خواب رفتن//زمین گذاشتن چیزی
محمد قلی پور
drop: به زمین انداختن
drop off: تحویل دادن
مثلا:
i dropped my form یعنی فرم اتفاقا از دستم افتاد
i dropped off my form یعنی فرم را تحویل دادم
Aylin soltani
کسی یا چیزی را تا جایی با ماشین رساندن و ترک کردن .
Take sb/sth a place by car and leave them/it there.
حمید
Drop off the dry cleaning
معنیش میشه تحول دادن لباس به خشکشویی
Mahsa
Drop something off:deliver something on the way to somewhere else
Aroosha
تحویل دادن
دکتر حسین
Dliver _ تحویل دادن.
دکتر حسین
1: drop sb/sth off : توزیع کردن
2: drop sb off : کسی را با اوتومبیل جایی رساندن
3: drop off : به خواب رفتن
متین خدایی
افتادن ( به خواب رفتن)
Translationworld
ارائه دادن
To drop off a resume
پریا باقری
مُردَن،‌فوت کردن
atrino
drop off در داروسازی اولین مرحله ی پیچیدن نسخه است.
پنجره ی drop off در داروخانه جایی است که نسخه به آن تحویل و دارو دریافت می‌گردد.
شراره رضایی
Drop-offs:hills
تپه
English User
رسوندن کسی با وسایل نقلیه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی drop off
کلمه : drop off
املای فارسی : دراپ آاف
اشتباه تایپی : یقخح خبب
عکس drop off : در گوگل

آیا معنی drop off مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران