برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1646 100 1
شبکه مترجمین ایران

drive out


معنی: خارج کردن، بیرون کردن
معانی دیگر: بیرون راندن، دور کردن

واژه drive out در جمله های نمونه

1. Let's drive out into the country,it's such a nice day.
[ترجمه کیانا] روز خوبی ست بیایید به حومه برویم
|
[ترجمه ترگمان]بیا بریم به روستا، روز خوبیه
[ترجمه گوگل]بیایید به کشور رانندگی کنیم، این یک روز خوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He cut his rates to drive out rivals.
[ترجمه میانا] اونرخ خود را برای بیرون کردن رقبا کاهش داد
|
[ترجمه ترگمان]او برای بیرون راندن رقبا نرخ خود را کاهش داد
[ترجمه گوگل]او نرخ خود را برای رانندگی رقبا کاهش داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. No American should have to drive out of town to breathe clean air.
[ترجمه ترگمان]هیچ آمریکایی نباید مجبور به خروج از شهر برای تنفس هوای پاک باشد
[ ...

مترادف drive out

خارج کردن (فعل)
discharge , dismiss , expel , bring out , send out , drive out , evict , emit
بیرون کردن (فعل)
dispossess , fire , eliminate , force , swap , drive out , evict , cashier

معنی کلمه drive out به انگلیسی

drive out
• drive away, expel, oust, eject, throw out, banish

drive out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسن امامی
بیرون کردن کسی یا چیزی با زور یا متوقف کردن چیزی یا کسی
مثال Critics say the company is trying to drive out competition .
کرتیکس میگه شرکت در حال تلاش برای متوقف کردن رقابت هستند.
0
تو مثال بالا critics یعنی منتقدان
سپهر
طردکردن
مهدی باقری
کسی را مجبور به ترک یا انجام کاری کردن
محمد رومزی
از دُور خارج کردن
Seyyedalith
مسافرت کردن / گشت‌وگذار با ماشین

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی drive out

کلمه : drive out
املای فارسی : درایو آوت
اشتباه تایپی : یقهرث خعف
عکس drive out : در گوگل

آیا معنی drive out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )