برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1680 100 1
شبکه مترجمین ایران

doping

/ˈdoʊpɪŋ/ /ˈdəʊpɪŋ/

معنی: تغلیظ، ناخالص سازی

واژه doping در جمله های نمونه

1. They were arrested for doping racehorses.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها به خاطر دوپینگ به عنوان اسب‌های مسابقه دستگیر شدند
[ترجمه گوگل]آنها برای تسویه حساب اسبها دستگیر شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The horse was nobbled by a doping gang.
[ترجمه ترگمان]اسب با یک باند دوپینگ nobbled شده بود
[ترجمه گوگل]اسب توسط یک باند دوپینگ مورد ضرب و شتم قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The revelations about doping in the 1998 Tour are examined in some detail in Chapter
[ترجمه ترگمان]اطلاعات مربوط به دوپینگ در تور سال ۱۹۹۸ در برخی جزئیات در فصل مورد بررسی قرار گرفته‌است
[ترجمه گوگل]آشکارسازی های مربوط به دوپینگ در تور سال 1998، جزئیات بیشتری در فصل مورد بررسی قرار می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It is hoped that governing bodies will be fully represented with, where possible, their Drug/Doping Liaison Officer.
[ترجمه ترگمان]این امید می‌رود که نهاده‌ای حاکم بطور کامل در صورت امکان، در صورت امکان، با ماموران ارتباط با مواد مخدر و مبارزه با مواد مخدر به ...

مترادف doping

تغلیظ (اسم)
concentration , doping , condensation
ناخالص سازی (اسم)
doping

معنی doping در دیکشنری تخصصی

doping
[شیمی] تغلیظ ، ناخالص سازی ، ناخالصی زدن ، دوپه کردن ، غش زدن ، اندودن
[کامپیوتر] ناخالص سازی ؛ تغلیظ
[برق و الکترونیک] افزودن ناخالصی ، آلایش - آلایش فرایند افزودن ناخالصی شیمیایی ( آباینده ) به بلور مذاب نیمرساناو به منظور اصلاح ویژگیهای الکترونیکی آن به عنوان مثال ، افزودن بر به سیلیسیم آن را به نوع P تبدیل می کند . تراکم ناخالصی از چند قسمت در بیلیون ( برای نواحی مقاومتی نیمرسانا ) تاکسری از یک درصد ( برای نواحی بسیار رسانا ) متغیر است .
[پلیمر] دوپه کردن
[برق و الکترونیک] عامل ناخالصی
[برق و الکترونیک] اتم ناخالصی
[برق و الکترونیک] جبران آلایش افزودن ناخالصی دهنده به نیمرسانای نوع P یا ناخالصی پذیرنده به نیمرسانای نوع N .
[برق و الکترونیک] ماده ناخالصی
[برق و الکترونیک] روش افزودن ناخالصی
[برق و الکترونیک] آلایش رونشستی
[برق و الکترونیک] آلایش گازی وارد کردن اتمهای ناخالصی در ماده نیمه رسانا از طریق رشد رونشستی و به کمک جریانی از گازها که قبل از ورود به محفظه واکنشگر با یکدیگر مخلوط شده اند.
[برق و الکترونیک] آلایش طلا روشی برای کنترل طول عمر حامل های اقلیت در ترانزیستورهای نفوذی - مزا و مدارهای با مناطق ترانزیستور - ترانزیستور (T TL) . با نفوذ دادن طلا در ...

معنی کلمه doping به انگلیسی

blood doping
• blood boosting, procedure of illegal injection of oxygenated blood into an athlete just before a competition to intensify and improve performance

doping را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
[ورزش]

نیرو افزایی ، زور افزایی ، توان افزایی
من
خاک بر سرتان
يار دلواري
You're pretty doping
قشنگ دو پينگ هستيا
🎼♥️del ♥️farshad Azad
〽️🌕♾N ⭐️
سعید ترابی
دوپینگ
کورش غنیون
تخدیر
Milad
It means adding impurities to for example one single layer in Ferecrystals. It ends up with new properties.
اون دوستی که عقل کوچکی داره و اومده تو کامنت ها توهین کرده و 13 نفر هم لایکش کردند معنی دوپینگ رو فقط برداشت شخصی ورزشی داره! و نمیفهمه این کلمه مهمی هست در علم شیمی. جالبه که 13 نفر هم لایک کردند و این یعنی انسان ها فقط دنبال رو اشتباه دیگران هستن بدون کوچکترین تحقیقی و تلاشی.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی doping

کلمه : doping
املای فارسی : دوپینگ
اشتباه تایپی : یخحهدل
عکس doping : در گوگل

آیا معنی doping مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )