برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1400 100 1

domicile

/ˈdɒmɪsaɪl/ /ˈdɒmɪsaɪl/

معنی: مسکن، مقر، خانه، مقام، محل اقامت، اقامت گاه، مسکن دادن
معانی دیگر: منزل، ساکن کردن، نشیمند کردن، مقیم کردن، سکنی دادن، (حقوق) محل اقامت، محل سکونت (دایم)

واژه domicile در جمله های نمونه

1. she took me to her own domicile
او مرا به خانه‌ی خودش برد.

2. Military service entails frequent changes of domicile.
[ترجمه ترگمان]خدمات نظامی مستلزم تغییرات مکرر مسکن است
[ترجمه گوگل]خدمات نظامی مستلزم تغییرات مکرر اقامت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A person's domicile is the country which is in fact or in the eye of the law his permanent home for the time being.
[ترجمه ترگمان]محل اقامت یک فرد، کشوری است که در واقع یا در چشم قانون خانه دائمی او برای آن زمان است
[ترجمه گوگل]محل اقامت افراد این کشور است که در واقع یا در چشم قانون خانه خود دائمی برای آن زمان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Domicile. Broadly speaking you are domiciled in the country in which you have your permanent home.
[ترجمه ترگمان]domicile من دارم با شما صحبت می‌کنم در کشوری که شما در آن اقامت دارید
[ترجمه گوگل]محل سکونت به طور کلی شما در کشور که در آن شما خانه دائمی خود را دارید، اقامت دارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Essentially, "do ...

مترادف domicile

مسکن (اسم)
house , abode , dwelling , housing , habitation , lodging , domicile , stead , roof , settlement , wigwam , long house
مقر (اسم)
abode , residence , seat , site , domicile , stead , chair
خانه (اسم)
house , domicile , home , lodge , room , building , cell , shack , socket , quarterage
مقام (اسم)
post , stand , capacity , dwelling , residence , domicile , order , function , office , status , position , mode , title , tone , eminence , dignity , rank , pew , station , eminency , portfolio
محل اقامت (اسم)
residence , seat , domicile , residency
اقامت گاه (اسم)
residence , domicile , home , quarter , residency
مسکن دادن (فعل)
settle , domicile , lodge

معنی domicile در دیکشنری تخصصی

domicile
[عمران و معماری] زیستگاه

معنی کلمه domicile به انگلیسی

domicile
• house, dwelling place
• house, provide housing
• your domicile is the place where you live; a formal word.
the domicile
• permanent residence, abode, permanent living quarters

domicile را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فیض
مستقر
محدثه فرومدی
جای گرفتن
جواد علی اکبروند
اقامتگاه
محمد حسین زاده
در شناسنامه یعنی محل تنظیم سند(صادره از...)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی domicile
کلمه : domicile
املای فارسی : دمیکیل
اشتباه تایپی : یخئهزهمث
عکس domicile : در گوگل

آیا معنی domicile مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )