برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1719 100 1
شبکه مترجمین ایران

domestic violence

واژه domestic violence در جمله های نمونه

1. Women are still the main victims of domestic violence.
[ترجمه ترگمان]زنان هنوز قربانیان اصلی خشونت‌های خانوادگی هستند
[ترجمه گوگل]زنان هنوز قربانی اصلی خشونت خانگی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The report documents the staggering amount of domestic violence against women.
[ترجمه ترگمان]این گزارش میزان سرسام‌آور خشونت خانوادگی علیه زنان را مستند می‌کند
[ترجمه گوگل]این گزارش میزان خیره کننده خشونت خانگی علیه زنان را نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Domestic violence seems to cut across most social divisions.
[ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسد که خشونت داخلی اغلب بخش‌های اجتماعی را کاهش می‌دهد
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد خشونت خانوادگی در اغلب بخش های اجتماعی کاهش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Domestic violence, they say, is all over town, in all types of neighborhoods.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها می‌گویند که خشونت خانوادگی در تمام شهر و در تمام انواع محله‌ها وجود دارد
[ترجمه گوگل ...

معنی کلمه domestic violence به انگلیسی

domestic violence
• violence that takes place between family members (spousal abuse, child abuse, etc.)

domestic violence را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سجاد بداقی
خشونت خانگی
r
خشونت خانگی
فاضل حلاج
خشونت خانوادگی
Dark Light
خشونت خانگی
Victim of domestic violence

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی domestic violence مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )