برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1394 100 1

diversion

/daɪˈvɜːrʒən/ /daɪˈvɜːʃn̩/

معنی: تفریح، عمل پیگم کردن، انحراف از جهتی
معانی دیگر: تغییر مسیر، تغییر جهت، واسویی، دگرسویی، انحراف، واراهی، واراهگی، (به ویژه ارتش) منحرف سازی توجه، اغفال دشمن، وانمود، سرگرمی، وسیله ی تفریح و تنوع

واژه diversion در جمله های نمونه

1. the diversion of government funds for personal uses
واراهی (اختلاس) پول‌های دولت برای امور شخصی

2. for the diversion of the enemy
برای منحرف کردن توجه دشمن

3. The magician's talk created a diversion of attention.
[ترجمه ترگمان]صحبت جادوگر توجهم را جلب کرد
[ترجمه گوگل]بحث شعبده بازی باعث انحراف از توجه شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. High tariffs often cause a diversion of trade from one country to another.
[ترجمه ترگمان]تعرفه‌های بالا اغلب باعث انحراف تجارت از یک کشور به کشور دیگر می‌شوند
[ترجمه گوگل]تعرفه های بالا اغلب باعث انحراف تجارت از یک کشور به دیگر کشورها می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We made a short diversion to go and look at the castle.
[ترجمه ترگمان]ما برای رفتن به قلعه تفریح کوتاهی کردیم
[ترجمه گوگل]ما یک انحراف کوتاه برای رفتن و نگاه به قلعه ساخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. From Poiso we m ...

مترادف diversion

تفریح (اسم)
amusement , break , play , paseo , walk , pastime , recreation , promenade , diversion , divertimento , jaunt
عمل پیگم کردن (اسم)
diversion
انحراف از جهتی (اسم)
diversion

معنی diversion در دیکشنری تخصصی

diversion
[عمران و معماری] انحراف
[آب و خاک] آب برگردان
[عمران و معماری] نهر انحرافی - کانال انحرافی
[زمین شناسی] کانال انحرافی ، آبراه انحرافی
[آب و خاک] آبراهه انحرافی، آبراهه آب بردگردان
[زمین شناسی] آبراه انحراف ، آبگذر انحراف
[آب و خاک] آبراهه، آب برگردان
[عمران و معماری] بند انحرافی - سد انحرافی
[آب و خاک] سدانحرافی-بندانحرافی، سد آب برگردان
[زمین شناسی] سد انحرافی سدی که بمنظور صرف انحراف جریان آب از مسیر اصلی خود بدرون آبراهه قدرت احداث می شود.
[زمین شناسی] ایجاد فرازه انحرافی به منظور تولید انرژی برقابی، ایجاد یک فرازه (ارتفاع) نه در مسیر خود رودخانه بلکه در تونل و یا کانال قدرت از طریق انشعاب جانبی امتدادی از رودخانه و یا پیوند دو رودخانه با ترازهای متفاوت.
[عمران و معماری] زهکش حایل
[عمران و معماری] جریان انحرافی
[آب و خاک] جریان انحرافی
[عمران و معماری] ناودان ...

معنی کلمه diversion به انگلیسی

diversion
• act of turning aside or deflecting; channel which diverts water; distraction; entertainment
• a diversion is something that distracts your attention and makes you think about something else.
• diversion is the same as enjoyment; a formal use.
• a diversion is also a special route arranged for traffic when the normal route cannot be used.
• the diversion of something involves changing its course or destination, or changing the thing that it is used for.
diversion tactic
• scheme developed to mislead an enemy, maneuver executed to sidetrack another

diversion را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Toomaz
[حقوق] قضا زدایی
محبوبه
وقتی داری فرار میکنی من جلب توجه میکنم. / منحرفشون میکنم
I'll create a diversion while you escape
Mohammad
تغییر مسیر دادن
سجاد صالحی
انحراف، عملیات انحرافی، انحراف از جهت، عدول، تفریح، سرگرمی، مشغولیت، کژ راهه

مشغول نمودن بخش اورژانس = emergency department diversions

علی لونی
عامل حواسپرتی یا عامل عدم تمرکز ، سرگرمی لذت بخش یا دلخوشی ، تغییر جهت یا انحراف

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی diversion
کلمه : diversion
املای فارسی : دیورسین
اشتباه تایپی : یهرثقسهخد
عکس diversion : در گوگل

آیا معنی diversion مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )