برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1437 100 1

disused


System.String[]

واژه disused در جمله های نمونه

1. a hall (which had been) long disused
تالاری که مدت‌ها مورد استفاده قرار نگرفته بود

2. Many disused railway lines have become public footpaths.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از خطوط راه‌آهن بلااستفاده به پیاده‌روهای عمومی تبدیل شده‌اند
[ترجمه گوگل]بسیاری از خطوط راه آهن ناپدید شده، مسیرهای عمومی پیاده شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The trail follows a disused railroad line along the edge of the valley.
[ترجمه ترگمان]دنبال رد یه خط‌آهن متروکه تو حاشیه دره بوده
[ترجمه گوگل]مسیر پیاده رو یک خط راه آهن خالی در امتداد دره را دنبال می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The clearing out of disused workshops laid bare thousands of Italianate glazed tiles.
[ترجمه ترگمان]محوطه خالی از کارگاه‌های متروک هزاران کاشی‌های Italianate دیده می‌شد
[ترجمه گوگل]پاکسازی از کارگاه های غیرفعال، هزاران کاشی لعاب دار ایتالیایی را به وجود آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The body had been thrown down a disused mineshaft.
...

مترادف disused

منسوخ (صفت)
obsolete , abolished , outdated , abrogated , antiquated , disused , annulled , rococo

معنی کلمه disused به انگلیسی

disused
• neglected, abandoned; ceased to be used
• a disused place or building is no longer used.

disused را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهنام مير
بلا استفاده
غزال سرخ
به‌نقل از هزاره
[ساختمان] متروک
[دستگاه] ازکارافتاده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی disusedکلمه : disused
املای فارسی : دیسوسد
اشتباه تایپی : یهسعسثی
عکس disused : در گوگل

آیا معنی disused مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )