برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1534 100 1
شبکه مترجمین ایران

distributed

/ˌdɪˈstrɪbjətəd/ /dɪˈstrɪbjuːtɪd/

معنی: توزیع شده، مقسوم

واژه distributed در جمله های نمونه

1. gas is distributed by pipe as well as in cylinders
گاز را با لوله و هم‌چنین در سیلندر توزیع می‌کنند.

2. the blood vessels distributed throughout the foot
رگ‌های خونی که در سرتاسر پا پراکنده‌اند

3. handouts of clothing were distributed among the poor
لباس‌های اهدایی بین فقرا تقسیم شد.

4. the company's profits are distributed annually
سود شرکت به طور سالیانه پخش می‌شود.

5. in all of the workshops distributed throughout the city
در تمام کارگاه‌هایی که در شهر پخش بودند

6. Tons of internationally donated food was distributed to the starving peasants.
[ترجمه ترگمان]مقدار زیادی غذای اهدا شده بین‌المللی به دهقانان گرسنه توزیع شد
[ترجمه گوگل]تن از غذاهای بین المللی اهدا شده به دهقانان گرسنه توزیع شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The company distributed its profits among its workers.
[ترجمه ترگمان]این شرکت سود خود را در میان کارگران خود توزیع کرد
[ترجمه گوگل]این شرکت سود خود را در میان کارگران خود توزیع کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف distributed

توزیع شده (صفت)
distributed
مقسوم (صفت)
divided , distributed

معنی عبارات مرتبط با distributed به فارسی

(کامپیوتر) پردازش گسترده

معنی distributed در دیکشنری تخصصی

distributed
[عمران و معماری] گسترده
[کامپیوتر] توزیع شده - پخش شدن به بیش از یک کامپیوتر . مثلاً شبکه ی جهانی web یک کتابچه ی اطلاعاتی توزیع یافته است .
[برق و الکترونیک] توزیع شده ، گسترده
[ریاضیات] توزیع شده، منبسط
[برق و الکترونیک] تقویت کننده گسترده
[صنعت] بودجه توزیع شده
[کامپیوتر] تابلو توزیع اعلانات
[برق و الکترونیک] خازن گسترده شده - ظرفیت توزیعی ظرفیت موجود بین دورهای مجاور یک پیچک یا بین سیمهای مجاور یک کابل .
[برق و الکترونیک] بار گسترده شده
[برق و الکترونیک] مدار گسترده شده
[کامپیوتر] محاسبه توزیعی
[کامپیوتر] محیط محاسبه توزیعی ( DOE)
[برق و الکترونیک] ثابت توزیعی پارامتر مداری که در تمام طول خط انتقال وجود دارد. مثلاً برای موج الکترومغناطیسی عرضی که روی خط انتقال دو سیمه ارسال می شود ، ثابتهای توزیعی در واحد طول خط عبارت اند از مقاومت سری ، القا کنایی سری ، رسانایی موازی ، و ظرفیت موازی .
...

معنی کلمه distributed به انگلیسی

distributed
• allocated, scattered, dispersed, divided, circulated
distributed computing environment
• suite of technologies and software which enables networked computers of various types to share data and applications that are located elsewhere on the network, dce (computers)
distributed control system
• system of programmable logic controllers used to regulate manufacturing processes, dcs (computers)
distributed data processing
• computer system whose parts are placed in various locations
distributed denial of service
• (computers) ddos, network attack, attack on a computer system or network causing a loss of service to users
distributed internet applications architecture
• group of technologies developed by microsoft and used to build applications that can run on the internet, dna (computers)
distributed prizes
• gave out prizes

distributed را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
پخش(شده) ، پراکنده(شده)
09307400991
غیر متمرکز (برق - کنترل)
abolfaz mortazavi
تقسیم شدن
علی نیک سرشت
توزیع شده- گسترده شده
سرگل رضائی
تقسیم شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی distributed

کلمه : distributed
املای فارسی : دیستریبوتد
اشتباه تایپی : یهسفقهذعفثی
عکس distributed : در گوگل

آیا معنی distributed مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )