برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1532 100 1
شبکه مترجمین ایران

distortion

/ˌdɪˈstɔːrʃn̩/ /dɪˈstɔːʃn̩/

معنی: تحریف، اعوجاج
معانی دیگر: کژدیسی، کج و کولگی، کژریختی، از ریخت افتادگی، واپیچش، قلب، کجواجی، هرچیز تحریف شده، کژدیسه، مقلوب، معوج، (روان کاوی) خواب پالایی، کژاندیشی

واژه distortion در جمله های نمونه

1. a distortion of news for propaganda purposes
تحریف اخبار به منظور هدف‌های تبلیغاتی

2. a distortion of the car chassis resulting from collision
کج و کوله شدگی (واپیچش) شاسی اتومبیل در اثر تصادم

3. a distortion of the facial muscles
واپیچش عضلات صورت

4. harmonic distortion
اغتشاش هارمونیک (بسامان)

5. amplitude distortion
اعوجاج بسامد

6. echo distortion
واپیچیدگی پژواک

7. His report was attacked as a gross distortion of the truth.
[ترجمه ترگمان]گزارش او به طور تحریف شدید حقیقت مورد حمله قرار گرفته بود
[ترجمه گوگل]گزارش او به عنوان یک تحریف گسترده از حقیقت مورد حمله قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The wrong chemical balance can cause severe distortion of the photographic image.
[ترجمه ترگمان]تعادل شیمیایی نادرست می‌تواند منجر به اعوجاج شدید تصویر عکاسی شود
[ترجمه گوگل]تعادل شیمیایی اشتباه می تواند باعث تحریف شدید تصویر عکاسی شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف distortion

تحریف (اسم)
sophistication , anagram , distortion , falsification , garble , mutilation
اعوجاج (اسم)
distortion

معنی عبارات مرتبط با distortion به فارسی

اعوجاج بسامد
اعوجاج نامتقارن
اعوجاج پیشقدری
اعوجاج تاخیری
واپیچیدگی پژواک
اعوجاج انتهایی
اعوجاج اتفاقی
اعوجاج فاز

معنی distortion در دیکشنری تخصصی

distortion
[حسابداری] تحریف
[سینما] از شکل اندازی بصری - اعوجاج - پیچیده ساختن تصویر - تحریف - تغییر شکل تصویری - دگرگونی صوتی - کجی و پیچیدگی - واپیچیدگی
[عمران و معماری] تغییر شکل - پیچیدگی - اعوجاج - واپیچش - دگرگونی - کرنش زاویه ای - کج شدگی - تاب برداری
[کامپیوتر] اعوجاج
[برق و الکترونیک] اعوعاج - اعوجاج 1. هر گونه تغییر نامطلوب در شکل موج سیگنال . 2. هر گونه عدم تناسب و انحراف تصویر نسبت به صحنه اصلی. - اعوجاج سنج ابزاری که با حذف بسامد اصلی سیگنال سینوسی و اندازه گیری هماهنگیهای باقیمانده میزان اعوجاج آن را اندازه می گیرد .
[زمین شناسی] تغییر شکل ، پیچیدگی ، اعوجاج ، کرنشزاویه ای- دگرگونی ، تاب برداری
[ریاضیات] تغییر شکل، اعوجاج، تحریف، پیچیدگی، واپیچش، پیچیدگی و تاب داشتن، اختلال
[پلیمر] تغییر شکل، اعوجاج، کج شکلی، پیچش
[سینما] خطای تغییر شکل
[برق و الکترونیک] تحلیلگر اعوجاج نوعی تحلیلگر که اعوجاج هماهنگی کل یک سیگنال شنیداری را اندازه می گیرد . برای این منظور بسامد اصلی سیگنال را توسط پالایه ی باند نگذر باریک حذف می کند و دامنه ی مولفه های بسامدی باقیمانده را با دامنه بسامد اصلی مقایسه می کند . - تحلیلگر اعوعاج
[عمران و معماری] ضریب کج شدگی
[سینما] اعوجاجات پرسپکتیو
[برق و الکترونیک] بی اعوعاج
[ریاضیات] دگرشکلی آفین
ampl ...

معنی کلمه distortion به انگلیسی

distortion
• deformity, twisting out of shape; falsification, misrepresentation
• distortion is the changing of the meaning or purpose of something into something else that is different in an unacceptable way; used showing disapproval.
• distortion is also the changing of the appearance or sound of something in a way that makes it seem strange or unclear.
distortion of truth
• falsification, altering of the truth

distortion را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
آشفتگی ، آشوبناکی ، بهم ریختگی
علی عفتی
اعوجاج
عاطفه
انحراف
فارسی را پاس بداریم.
انحراف
تحریف
اعوجاج
بدعت
ebi
تاب برداشتگی
فرناز
نابسامانی
Khalid Elham
دگرگون سازی
F.H
انحراف ،تاب
مسعود.ه.ز
ایجاد افکت صدا(در موسیقی)حین تقویت آن
Sunflower
change in the form of an electrical signal or sound wave during processing.

تغییر در امواج صوتی یا سیگنال های الکترونیکیِ (در حال جریان)




معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی distortion

کلمه : distortion
املای فارسی : دیسترتین
اشتباه تایپی : یهسفخقفهخد
عکس distortion : در گوگل

آیا معنی distortion مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )