برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1468 100 1

dissect

/daɪˈsekt/ /dɪˈsekt/

معنی: تشریح کردن، کالبدشکافی کردن
معانی دیگر: بدن را تکه تکه کردن، تن بری کردن، (با دقت) بازبینی کردن، بازسنجی کردن، موشکافی کردن، مج موشکافی کردن

واژه dissect در جمله های نمونه

1. they dissect an animal or plant in order to study its structure
آنان جانور یا گیاه را به منظور بررسی ساختار آن تشریح می‌کنند.

2. let us not dissect the motives of anyone who does a good deed
بیایید انگیزه‌های هرکسی را که کار خوبی می‌کند مورد تجزیه و تحلیل قرار ندهیم.

3. In biology class we had to dissect a frog.
[ترجمه ترگمان]در کلاس زیست‌شناسی باید یک قورباغه را تشریح کنیم
[ترجمه گوگل]در کلاس زیست شناسی مجبور شدیم قورباغه را تجزیه کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The biology students had to dissect a rat.
[ترجمه ترگمان]دانش آموزان زیست‌شناسی باید موش را کالبد شکافی کنند
[ترجمه گوگل]دانشجویان زیست شناسی باید یک موش را تجزیه و تحلیل کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. In biology classes at school we used to dissect rats.
[ترجمه نیلوفر] در کلاس های زیست شناسی مدرسه ما موش ها را تشریح می کردیم|
...

مترادف dissect

تشریح کردن (فعل)
analyze , analyse , dissect , anatomize
کالبدشکافی کردن (فعل)
dissect

معنی dissect در دیکشنری تخصصی

dissect
[برق و الکترونیک] تجزیه کردن ، تشریح

معنی کلمه dissect به انگلیسی

dissect
• cut up in segments for the purpose of analysis (i.e. a body, plant, etc.); examine carefully
• if someone dissects a dead body or part of a body, they cut it up in order to examine it.

dissect را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Aram salimi
موشکافی کردن، کالبدشکافی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dissect
کلمه : dissect
املای فارسی : دیسکت
اشتباه تایپی : یهسسثزف
عکس dissect : در گوگل

آیا معنی dissect مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران