برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1432 100 1

disposal

/dɪˈspoʊzl̩/ /dɪˈspəʊzl̩/

معنی: دسترس، در اختیار، در معرض گذاری
معانی دیگر: (طرز قرارگیری) ترتیب، آرایش، صف آرایی، رسیدگی، اداره کردن، ارزانی داشتن، (از گیر چیزی) خلاص شدن، (از شر چیزی) راحت شدن، کلک (چیزی یا کسی را) کندن، دورانداختن، (دستگاهی که در زیر دستشویی آشپزخانه تعبیه شده و زباله و غیره را خرد می کند و به لوله ی فاضلاب می ریزد) زباله خرد کن (garbage disposal هم می گویند)، آزادی، مصرف، درمعر­ گذاری

واژه disposal در جمله های نمونه

1. the disposal of dirty paper napkins
دور انداختن دستمال کاغذی‌های کثیف

2. the disposal of enemy aircraft by concentrated fire
نابود سازی هواپیمای دشمن با تیراندازی متمرکز

3. the disposal of furniture in a room
ترتیب مبل و صندلی در یک اتاق

4. the disposal of political offices to one's fellow party members
دادن شغل‌های سیاسی به دوستان هم حزب

5. the disposal of the troops along the river
صف‌آرایی قشون در راستای رودخانه

6. garbage disposal
بردن یا جمع‌آوری آشغال،آشغالدانی

7. at one's disposal
در اختیار،در دست،به فرمان،تحت فرمان

8. at the disposal of
در اختیار،به صلاحدید،بنابه خواست

9. he has several cars at his disposal
او چندین اتومبیل در اختیار دارد.

10. the house, such as it is, is at your disposal
خانه با آنکه قابلی ندارد در اختیار شماست.

11. The Commission has complete control over the disposal of the funds.
[ترجمه پوزیترون] کمیسیون بر تخصیص بودجه کنترل کامل دارد
...

مترادف disposal

دسترس (اسم)
access , disposal
در اختیار (اسم)
disposal
در معرض گذاری (اسم)
disposal , exposure

معنی عبارات مرتبط با disposal به فارسی

بنا به دلخواه، (در زمان یا جا یا روش) دلخواه، در اختیار، در دست، به فرمان، تحت فرمان
بردن یا جمع آوری آشغال، آشغالدانی

معنی disposal در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] واگذاری
[عمران و معماری] تخلیه - دفع
[بهداشت] دفع
[خاک شناسی] زدایش
[عمران و معماری] اراضی تخلیه گاه
[حسابداری] واگذاری قسمتی از یک واحد تجاری
[عمران و معماری] دفع لجن هضم شده
[عمران و معماری] لوله دفع
[زمین شناسی] لوله دفع
[عمران و معماری] محل لوله دفع
[حسابداری] ارزش واگذاری (اسقاط)
[عمران و معماری] چاه فاضلاب
[زمین شناسی] چاه فاضلاب،چاه دفعی
[نفت] چاه دفعی
[عمران و معماری] دفع سطحی
[زمین شناسی] دفع سطحی
[عمران و معماری] نقطه تخلیه
[حسابداری] کنارگذاری و واگذاری
...

معنی کلمه disposal به انگلیسی

disposal
• getting rid of; act of disposing, arranging; device that grinds up garbage
• if you have something at your disposal, you can use it at any time.
• disposal is the act of getting rid of something.
disposal of waste
• removal of refuse or garbage
at his disposal
• at his service, at his command
be at one's disposal
• be at one's service, be ready to help someone
bomb disposal
• disassembly and deactivation of bombs
• bomb disposal is the job of removing unexploded bombs safely.
ordnance disposal
• elimination of unused ammunition and explosives by disassembling and destroying them
put at his disposal
• presented for his personal use, gave to him to use as he wished
put at one's disposal
• make available
sewage disposal
• spilling of waste into the drainage

disposal را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mr.Parsa
دسترس
رها
انهدام
نرجس م.
مدیریت کاری
مثلا در pruning waste disposal می توان گفت مدیریت پسماندها و ضایعات حاصل از هرس
فواد بهشتی
(پسماند) مدیریت، رسیدگی
محمد
امحاء
مرجان میری لواسانی
موجود
بدردبخور
حاضر و آماده
قابل حصول
دراختیار
محمد شمس
دفن (شیمی - رادیو اکتیو)
وحید مریدی
دفع کردن(محیط زیست)
شهاب
دفع- امحا-
Carolin
مدیریت،دفع،امحا
نصرالهی
(آرشیو)تعیین تکلیف
سعید ترابی
1. خلاصی از چیزی مثل دور ریختن
2. در اختیار کسی
3. زباله خرد کن (در زیر سینک ظرف شویی)
4. فروش
5. خرج
عاطفه
1- انهدام (چه اشیا باشه مثل زباله چه انسان باشه مثل یک گروه سرباز)
2- ترتیب
هادی زارع
از رده خارج کردن
Ati
در دسترس
دفع
یکبارمصرف
ESRaFIL
۱) انهدام
۲) دسترسی
علی حیدر
اتلاف _ انتقال

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی disposal
کلمه : disposal
املای فارسی : دیسپسل
اشتباه تایپی : یهسحخسشم
عکس disposal : در گوگل

آیا معنی disposal مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )