برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1462 100 1

disposable

/dɪˈspoʊzəbl̩/ /dɪˈspəʊzəbl̩/

معنی: قابل عرضه، در معرض، از دست دادنی
معانی دیگر: دور انداختنی، یک بار مصرف، قابل خرج، قابل مصرف، در اختیار، موجود، دم دست، درمعر­

واژه disposable در جمله های نمونه

1. disposable assets
دارایی‌های در دسترس

2. a disposable cup
لیوان یک بار مصرف

3. a disposable diaper
پوشک یکبار مصرف

4. a disposable napkin
دستمال سفره‌ی دورانداز

5. they have an urgent need for all disposable air combat units
آنها به همه‌ی یگان‌های رزمی هوایی موجود نیاز فوری دارند.

6. Disposable nappies are fairly straightforward to put on.
[ترجمه ترگمان]پوشک یکبار مصرف بسیار ساده است
[ترجمه گوگل]پوشک یکبار مصرف برای استفاده راحت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. At this hospital we use up bandages, disposable gloves and other consumables at an alarming rate.
[ترجمه ترگمان]در این بیمارستان از نوارهای زخم‌بندی، دستکش‌های disposable و مواد مصرفی دیگر به میزان هشدار دهنده استفاده می‌کنیم
[ترجمه گوگل]در این بیمارستان با استفاده از باند، دستکش های یکبار مصرف و سایر مواد مصرفی با نرخ هشدار دهنده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The use of disposable products is ...

مترادف disposable

قابل عرضه (صفت)
disposable
در معرض (صفت)
open , disposable
از دست دادنی (صفت)
disposable

معنی عبارات مرتبط با disposable به فارسی

درآمد پس از پرداخت مالیات، درآمد خالص

معنی disposable در دیکشنری تخصصی

disposable
[بهداشت] یکبار مصرف
[ریاضیات] یکبار مصرف
[پلیمر] یکبار مصرف
[عمران و معماری] قالب یک بار مصرف
[زمین شناسی] قالب یکبار مصرف
[ریاضیات] درآمد شخصی قابل تصرف

معنی کلمه disposable به انگلیسی

disposable
• item which is meant to be used once and then discarded
• meant to be used once and then discarded
• disposable things are designed to be thrown away after they have been used once.
disposable cups
• paper or plastic cups that are thrown away after use
disposable cutlery
• plastic silverware that is thrown away after use
disposable diaper
• diaper that is thrown away after one use
disposable income
• income remaining to an individual for use or saving after payment of taxes
disposable plate
• plastic or paper plates that are thrown away after use
disposable tablecloth
• plastic or paper tablecloth that is thrown away after use
disposable workers
• employees who work on a temporary basis and are usually contracted out from a temporary agency

disposable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Narges
یک بار مصرف
Maykel_eskafild
قطعه یک بار مصرف
حشمت
قابل تعویض
ebi
کنار گذاشتنی
علی 🇮🇷
در دسترس/قابل عرضه، در معرض/ دورانداختنی، یکبار مصرف

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی disposable
کلمه : disposable
املای فارسی : دیسپسبل
اشتباه تایپی : یهسحخسشذمث
عکس disposable : در گوگل

آیا معنی disposable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران