برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1719 100 1
شبکه مترجمین ایران

displeasing


رنجاننده، برخورنده، بداینده

واژه displeasing در جمله های نمونه

1. He is much displeased with you.
[ترجمه ترگمان]از شما ناراضی است
[ترجمه گوگل]او بسیار با شما ناراحت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I wouldn't want to do anything to displease him.
[ترجمه ترگمان]من نمی‌خواهم هیچ کاری بکنم که او را ناراحت کنم
[ترجمه گوگل]من نمی خواهم کاری انجام دهم تا او را ناراحت کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He was displeased about the whole affair.
[ترجمه ترگمان]از این امر ناخشنود بود
[ترجمه گوگل]او در مورد تمام امور ناراحت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They feared that he would revile them if they displeased him.
[ترجمه ترگمان]می‌ترسیدند که ناسزا بگوید و ناسزا بگوید
[ترجمه گوگل]آنها از اینکه می خواهند او را ناراحت نکنند، آنها را سرزنش می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی کلمه displeasing به انگلیسی

displeasing
• annoying; dissatisfying

displeasing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Ayris Kianafshar
to cause someone to be annoyed or unhappy

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی displeasing

کلمه : displeasing
املای فارسی : دیسپلیسینگ
اشتباه تایپی : یهسحمثشسهدل
عکس displeasing : در گوگل

آیا معنی displeasing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )