برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1426 100 1

disguise

/ˌdɪˈsɡaɪz/ /dɪsˈɡaɪz/

معنی: لباس مبدل، تغییر قیافه، تغییر قیافه دادن، جامه مبدل پوشیدن، نهان داشتن، پنهان کردن
معانی دیگر: (تغییر قیافه یا صدا یا لباس دادن به منظور پنهان سازی هویت) قیافه عوض کردن، جامه ی بدل پوشیدن، صدا عوض کردن، مبدل کردن (disguisement هم می گویند)، پنهان ساختن، آشکار نکردن، پوشاندن، بروز ندادن، مخفی کردن، (جامه و نقاب و هرچیزی که برای تغییر قیافه به کار می رود) لباس مبدل، نقاب (و غیره)، تبدیل ظاهر (به منظور پنهان سازی هویت)، تغییر قیافه (یا صدا و غیره)، پنهان سازی، مبدل شدگی، ناآشکاری، (قدیمی) تغییر دادن، مخدوش کردن، معیوب کردن، زشت کردن

واژه disguise در جمله های نمونه

1. to disguise one's voice
صدای خود را عوض کردن

2. a blessing in disguise
توفیق اجباری

3. a king in disguise
پادشاهی با جامه‌ی مبدل

4. he spoke with disguise
در لفافه صحبت می‌کرد.

5. a blessing in disguise
چیزی که ابتدا خوشایند نیست ولی بعدا معلوم می‌شود که خوب بوده،توفیق اجباری

6. No words can be the disguise of base intentions.
[ترجمه ترگمان]هیچ کلمه‌ای نمی‌تواند پوشش نیت پایه باشد
[ترجمه گوگل]هیچ کلمه ای نمی تواند پنهان کردن اهداف پایه باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. She adopted an elaborate disguise to help her pass through the town unrecognized.
[ترجمه ترگمان]او تغییر قیافه داده بود تا به او کمک کند که از شهر خارج شود
[ترجمه گوگل]او یک جاسازی دقیق برای کمک به عبور از شهر ناشناخته اتخاذ کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. You'll have to travel in disguise.
[ترجمه ترگمان]باید با تغییر ...

مترادف disguise

لباس مبدل (اسم)
disguise , masquerade , guise
تغییر قیافه (اسم)
disguise , masquerade , guise
تغییر قیافه دادن (فعل)
disguise
جامه مبدل پوشیدن (فعل)
disguise
نهان داشتن (فعل)
disguise
پنهان کردن (فعل)
cloak , hide , shadow , cover , mask , conceal , closet , cache , wrap , disguise , dissemble , secrete , dissimulate

معنی عبارات مرتبط با disguise به فارسی

داروی تلخی که باید فرو داده شود، کار ناخوشایند ولی لازم، جام زهر، چیزی که ابتدا خوشایند نیست ولی بعدا معلوم می شود که خوب بوده، توفیق اجباری

معنی کلمه disguise به انگلیسی

disguise
• costume that hides one's identity; concealment
• hide, conceal, impersonate, camouflage
• a disguise is a change in your appearance that is intended to prevent people from recognizing you.
• if you disguise yourself, you dress like someone else and behave like them in order to deceive people.
• if you disguise something, you change it so that people do not recognize it or know about it.
disguise one's intentions
• hide one's plans or intentions
disguise oneself
• change one's appearance to conceal one's identity
disguise oneself as
• misrepresent oneself as, dress up as
blessing in disguise
• something that seems unfortunate but turns out to be a positive; hidden blessing

disguise را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

asa.m.vand
جا زدن
عارفه
مخفی، پنهان
سعید ترابی
فعل:
1. تغییر قیافه دادن
2. پنهان کردن، تغییر دادن
3. پنهان کردن
اسم:
1. تغییر قیافه
2. in disguise با تغییر چهره
سعید
تغییر کردن ( بصورت مثبت) مثال:
Even difficult challenges are beautiful opportunities in disguise.
الی^-^
نهان
دانیال
تحت پوشش
they developed a bio-weapon program disguised as a bio-botany project
علی حیدر
تغییر چهره دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی disguise
کلمه : disguise
املای فارسی : دیسگویس
اشتباه تایپی : یهسلعهسث
عکس disguise : در گوگل

آیا معنی disguise مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )