برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1359 100 1

discuss

/ˌdɪˈskəs/ /dɪˈskʌs/

معنی: بحی کردن، گفتگو کردن، مطرح کردن، بادقت بحی کردن
معانی دیگر: (موافق یا مخالف چیزی) حرف زدن، بحث کردن، مورد بحث قرار دادن، جستاردن، درمیان گذاشتن، بحک کردن

واژه discuss در جمله های نمونه

1. to discuss a matter over dinner
موضوعی را در خلال شام مورد مذاکره قرار دادن

2. to discuss the pros and cons of something
علیه و برله چیزی را مورد بحث قرار دادن

3. bankers huddled to discuss the new law
بانکداران گرد آمدند تا درباره‌ی قانون جدید شور کنند.

4. i would like to discuss it with you
می‌خواهم آن را با تو در میان بگذارم.

5. i do not wish to discuss this any farther
نمی‌خواهم بیش از این در این باره بحث کنم.

6. the subject we wish to discuss with you
موضوعی که می‌خواهیم با شما راجع به آن مذاکره کنم

7. he convened a small group to discuss the issue
او گروه کوچکی را برای بحث درباره‌ی موضوع گرد هم آورد.

8. they sent a special emissary to discuss probable peace terms
آنان فرستاده‌ی ویژه‌ای رابرای مذاکره درباره‌ی شرایط صلح احتمالی گسیل داشتند.

9. The coach called a time-out to discuss strategy.
[ترجمه A.A] مربی یک مهلت خواست تا در مورد تدابیر فنون گفتگو کند|
...

مترادف discuss

بحی کردن (فعل)
quarrel , argue , bandy , discuss , dissert
گفتگو کردن (فعل)
speak , argue , discuss , communicate , negotiate , parley
مطرح کردن (فعل)
consider , debate , moot , discuss , table , bring up , propound , expose to discussion
بادقت بحی کردن (فعل)
discuss , exhaust

معنی discuss در دیکشنری تخصصی

discuss
[فوتبال] بحث و گفتگو
[ریاضیات] توضیح دادن، بررسی کردن، مطرح کردن، بحث کردن

معنی کلمه discuss به انگلیسی

discuss
• talk about, debate, converse
• if you discuss something, you talk about it seriously with other people.
discuss at length
• talk about for a long time, talk about in depth
discuss over dinner
• talk about while eating dinner
discuss things over a bottle
• converse while drinking wine or liquor

discuss را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

soldier.of.leader313
در نظر گرفتن
hamid
در معانی یی که آوردین ، منظورتون از بحی کردن همون بحث کردن هست مطمئنا .ممنون بابت دیکشنری بسیار خوبتون
ابراهیم
to talk about something to other people, often exchanging ideas or opinions
بحث کردن
تیحفن
تلفظ واضح نیست
دیبا
نظر دادن
pouya
To talk about something with another person
محدثه فرومدی
به بحث گذاشتن، بحث کردن در مورد/بر سر، پرداختن به
حسین رحیمی دستک
ادعا کردن
ساینا پناهی
بحث کردن..... حرف زدن.....به اشتراک گذاشتن
هما فصیح
مشاجره کردن
گفت و گو
ابوالفضل الحسین
بحث کردن روی
tinabailari
بحث کردن درباره ی
have you discussed the problem with anyone
درباره ی این مشکل با کسی صحبت کردی ؟؟ 🥊🥊🥊

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی discuss
کلمه : discuss
املای فارسی : دیسکاس
اشتباه تایپی : یهسزعسس
عکس discuss : در گوگل

آیا معنی discuss مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )