برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1462 100 1

discovery

/ˌdɪˈskəvəri/ /dɪˈskʌvəri/

معنی: کشف، اکتشاف، یابنده، پی بری
معانی دیگر: یابش، یاب گری، نویابی، یافته، چیز کشف شده، یابه، دستاورد، (حقوق) مقدمات محاکمه (مانند گرفتن استشهاد و گردآوری مدارک و اطلاعات مربوطه)، پیشگردهای دادرسی

واژه discovery در جمله های نمونه

1. a discovery that made medical history
کشفی که در تاریخ پزشکی ثبت است

2. a discovery that was very important in the hemisphere of physics
کشفی که در زمینه‌ی فیزیک اهمیت زیادی داشت

3. his discovery is now the center of the medical stage
کشف او اکنون از نظر پزشکی بسیار مورد توجه است.

4. the discovery of america
کشف امریکا

5. the discovery of her husband's love letters was a fuel for her greater jealousy
کشف نامه‌های عشقی شوهرش محرک حسادت شدیدتر او شد.

6. the discovery of new evidence threw discredit on that scholar's theories
یافتن شواهد جدید نظریه‌های آن دانشمند را مورد تردید قرار داد.

7. the discovery of penicillin was a landmark in the history of medicine
کشف پنی‌سیلین نقطه‌ی عطفی در تاریخ پزشکی بود.

8. the discovery of the bloody glove implicated him in the murder
کشف دستکش خونین،قاتل بودن او را زیر سئوال برد.

9. the discovery of the gun sparked the police to fresh activity
کشف تپانچه پلیس را به فعالیت مجدد واداشت.

10. a voyage of discovery
سفر دریایی اکتشافی

11. laser is a new scientific discovery
...

مترادف discovery

کشف (اسم)
intuition , detection , treasure trove , demodulation , discovery , finding , overture
اکتشاف (اسم)
detection , reconnaissance , exploration , discovery , finding
یابنده (اسم)
find , getter , discovery , finding , detector , finder , discoverer
پی بری (اسم)
discovery

معنی عبارات مرتبط با discovery به فارسی

رجوع شود به: columbus day
روانشناسى : خودیابى
کشف باطن واستعدادهای نهانی ونقاط ضعف خود، شناسایی نفس، خودیابی

معنی discovery در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] آشکار کردن ، کشف کردن
[حقوق] افشاء، کشف، تأمین دلیل (اجبار خوانده به افشاء ادله و مدارک)
[زمین شناسی] حق اکتشاف حق یا ادعایی که در برگیرنده اکتشاف اولیه کانسار های قابل استفاده در یک منطقه مشخص است که ممکن است به ادعاهای بیشتر در نواحی منجر شود .
[برق و الکترونیک] چار چوب اکتشاف و نویابی
[حسابداری] نمونه گیری اکتشافی
[حسابداری] حسابداری ارزش اکتشاف
[زمین شناسی] رگه اکتشافی کانسار اصلی که بر روی آن مالکیت یا حق معدن کاری استوار است . مقایسه شود با : رگه ثانویه ، حق اکتشاف .
[نفت] چاه اکتشافی
[نفت] کشف نفت
[حقوق] توقیف جریان تأمین دلیل، توقیف اجرای درخواست ارائه مدارک

معنی کلمه discovery به انگلیسی

discovery
• finding; revelation
• a discovery is the finding of an object or fact that nobody knew about.
• a discovery is also something that you find or learn about.
discovery day
• holiday celebrating the day america was discovered
discovery of documents
• proceedings in civil law in which both sides present the documents which will be used in trial
discovery of the century
• most important discovery in the past hundred years
make a discovery
• discover something, learn of or uncover something
sensational discovery
• amazing discovery, sensation, scoop, revelation of something unexpected

discovery را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ایرزاد
discovery
دِشکافتاری ، پادکاوِشی ، پِیکاوشگری
میلاد علی پور
جریان تأمین دلیل، اجرای درخواست ارائه مدارک (حقوق) مربوط به زمانی است که فرد یا گروهی از طرفین یک دعوی حقوقی، به حکم بدویِ دادگاه اعتراض وتقاضای فرجام می کنند و زمانی که قرار است درخواستشان در دادگاه استیناف یا تجدیدنظر بررسی شود، لازم است که در رابطه با این اعتراضشان دلیل و مدرک بیاورند که به این رویه، جریان تأمین دلیل گفته می شود

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی discovery
کلمه : discovery
املای فارسی : دیسکاوری
اشتباه تایپی : یهسزخرثقغ
عکس discovery : در گوگل

آیا معنی discovery مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران