برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1529 100 1
شبکه مترجمین ایران

diffidently


باکمرویی، باترس یاتردید، بانداشتن اعتمادبخود

واژه diffidently در جمله های نمونه

1. They came in diffidently, nodded respectfully to Wilcox, and looked askance at Robyn.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها با احتیاط آمدند و با احترام سر تکان دادند و با احترام سر تکان دادند و به Robyn نگاه کردند
[ترجمه گوگل]آنها به سختی آمدند، به ویلکاکس احترام گذاشتند و به رابین نگاه کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She followed him diffidently through the clattering machines.
[ترجمه ترگمان]او با کمرویی و کمرویی او را دنبال کرد
[ترجمه گوگل]او از طریق ماشین های خسته کننده به شدت به دنبال او رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. "Would you," he asked diffidently, "like to talk to me about it?"
[ترجمه ترگمان]او با کمرویی پرسید: \"آیا شما دوست دارید در این باره با من صحبت کنید؟\"
[ترجمه گوگل]او پرسید: 'آیا می خواهید، با من در مورد آن صحبت کنید؟'
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Victor Henry diffidently named three well - known rear admirals.
[ترجمه ترگمان]ویکتور هنری diffidently از three admirals را به نام admirals admirals نام ...

معنی کلمه diffidently به انگلیسی

diffidently
• shyly, timidly, unassertively

diffidently را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی diffidently

کلمه : diffidently
املای فارسی : دیففیدنتلی
اشتباه تایپی : یهببهیثدفمغ
عکس diffidently : در گوگل

آیا معنی diffidently مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )