برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1531 100 1
شبکه مترجمین ایران

diffident

/ˈdɪfɪdənt/ /ˈdɪfɪdənt/

معنی: محجوب، دارای عدم اتکاء بنفس
معانی دیگر: فاقد اعتماد به نفس، ناخوداستوار، کم رو، سربه زیر، خجالتی

واژه diffident در جمله های نمونه

1. a diffident girl who wouldn't even say a word
دختر کم‌رویی که یک کلمه هم حرف نمی‌زد

2. don't be so diffident about your abilities
درباره‌ی توانایی‌های خود این همه بی‌اعتماد نباش‌!

3. He was diffident about his own success.
[ترجمه ترگمان]از موفقیت خود شرمنده بود
[ترجمه گوگل]او در مورد موفقیت خود راضی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Helen was diffident and reserved.
[ترجمه ترگمان]هلن محجوب و تودار بود
[ترجمه گوگل]هلن تاسف خورد و محروم شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He was modest and diffident about his own success.
[ترجمه ترگمان]او نسبت به موفقیت خود محجوب و کم‌رو بود
[ترجمه گوگل]او نسبت به موفقیت خود بسیار ضعیف بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He has a politely diffident manner.
[ترجمه ترگمان]رفتارش مودبانه و محجوب است
[ترجمه گوگ ...

مترادف diffident

محجوب (صفت)
shy , bashful , timid , unobtrusive , diffident , decent , blate , unassertive
دارای عدم اتکاء بنفس (صفت)
diffident

معنی کلمه diffident به انگلیسی

diffident
• shy, timid, hesitant due to lack of confidence
• diffident people lack confidence and are rather shy.

diffident را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کلاس BEC 5
آقا مجتبی نجفی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی diffident

کلمه : diffident
املای فارسی : دیففیدنت
اشتباه تایپی : یهببهیثدف
عکس diffident : در گوگل

آیا معنی diffident مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )