برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1424 100 1

differentiation

/ˌdɪfəˌrenʃiˈeɪʃn̩/ /ˌdɪfərenʃɪˈeɪʃn̩/

معنی: تفکیک، مشتق گیری، فرق گذاری، فرق گذاشتن، تفکیک و تمیز مطالب از یکدیگر
معانی دیگر: تمایز، ویژه سازی، ناسان نمایی، بازشناخت، جداسازی، تشخیص، ناسان سازی، ناهمسان سازی، دگرسان سازی، (ریاضی) مشتق گیری، وابرد گیری

واژه differentiation در جمله های نمونه

1. logarithmic differentiation
مشتق‌گیری لگاریتمی

2. the differentiation of our products from those of the other manufacturers
تمایز محصولات ما نسبت به فرآورده‌های سازندگان دیگر

3. The differentiation between the two product ranges will increase.
[ترجمه هادی پارسا] دامنه تمایز بین دو محصول افزایش خواهد یافت.
|
[ترجمه ترگمان]تمایز بین دو متغیر محصول افزایش خواهد یافت
[ترجمه گوگل]تمایز بین دو محصول دامنه افزایش خواهد یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Product differentiation is essential to the future of the company.
[ترجمه ترگمان]تمایز محصول برای آینده شرکت ضروری است
[ترجمه گوگل]تمایز محصول برای آینده این شرکت ضروری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. There can be no differentiation without contrast.
[ترجمه ترگمان]تفاوتی با کنتر ...

مترادف differentiation

تفکیک (اسم)
detachment , disconnection , separation , segregation , dissociation , breakdown , differentiation , breaking , separatism , disjunction , severance
مشتق گیری (اسم)
differentiation
فرق گذاری (اسم)
differentiation , discrimination
فرق گذاشتن (اسم)
differentiation
تفکیک و تمیز مطالب از یکدیگر (اسم)
differentiation

معنی differentiation در دیکشنری تخصصی

differentiation
[علوم دامی] فرایندی که یک سلول را از انجام وظایف کلی به انجام وظایف خاص(ویژه) تبدیل می کند
[زمین شناسی] تفریق ، جزء به جزء شدن فرآیندی است که در آن ماگما به ترکیبات متفاوت دیگری تقریق پیدا می کند.
[ریاضیات] مشتق گیری، دیفرانسیل گیری، اشتقاق، تفکیک، تمایز، تخصص گرایی
[معدن] تفریق (سنگ شناسی)
[زمین شناسی] ضریب تفریق در سنگ شناسی آذرین ، عددی که نشان دهنده مجموع درصد های وزنی کوارتز نورماتیو، اورتوکلاز ، آلبیت ، نفلین ، لوسیت و کلسیلیت باشد( تورنتون و تاتل 1960 ) – بیان عددی دامنه تفریق یک ماگما . مخفف :DI نیز ببینید : سیستم بازماندی پتروژنی .
[ریاضیات] دیفرانسیل گیری از یک انتگرال
[ریاضیات] مشتق انتگرال
[ریاضیات] عملگر مشتقگیری
[ریاضیات] تبدیل مشتق گیری، تبدیل دیفرانسیل گیری
[ریاضیات] مشتق گیری مطلق، مشتق یابی مطلق
[ریاضیات] رده ی بسته نسبت به مشتق گیری
[ریاضیات] مشتق گیری مؤلفه ای
...

معنی کلمه differentiation به انگلیسی

differentiation
• act of distinguishing; discrimination; act of changing; transforming of a function into its derivative (mathematics)

differentiation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
جدایش ، جداشدگی
sepide
تفاوت یابی
elmira
تمایز ، تفکیک ،مشتق گیری ، دیفرانسیل گیری
علی حیدر
تفاوت _ اختلاف

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی differentiation
کلمه : differentiation
املای فارسی : دیففرنتیتین
اشتباه تایپی : یهببثقثدفهشفهخد
عکس differentiation : در گوگل

آیا معنی differentiation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )