برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1403 100 1

differential

/ˌdɪfəˈrent͡ʃl̩/ /ˌdɪfəˈrenʃl̩/

معنی: دیفرانسیل، مشتقه، تفاضلی، افتراقی، تشخیص دهنده، دارای ضریب متغیر
معانی دیگر: متفاوت، ناسان، ناهمسان، متمایز کننده، (مکانیک) دنده ی دیفرانسیل، دنده ی ناسانگر، (ریاضی) دیفرانسیل، دیفرانسیلی، فاضله، وابردی، ناسانی، ناهمسانی، تفاوت، فرور، دگرسانی، (ریاضی) وابرد، جدایشی

واژه differential در جمله های نمونه

1. differential diagnosis
(پزشکی) تشخیص افتراقی

2. differential gearbox
جعبه دنده‌ی دیفرانسیل

3. differential geometry
هندسه‌ی وابردی،هندسه‌ی دیفرانسیل

4. differential housing
پوشگر دیفرانسیل،محفظه‌ی دیفرانسیل

5. differential operator
تفاضلی

6. differential qualities
صفات متمایز کننده

7. differential rates
نرخ‌های متفاوت

8. ordinary differential equation
معادله با مشتق معمولی

9. partial differential equation
معادله با مشتق جزیی

10. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress every day!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می‌توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره‌مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Within the Paid Employment Arena 2 Diff ...

مترادف differential

دیفرانسیل (اسم)
differential
مشتقه (اسم)
differential
تفاضلی (صفت)
differential
افتراقی (صفت)
differential
تشخیص دهنده (صفت)
differential
دارای ضریب متغیر (صفت)
differential

معنی عبارات مرتبط با differential به فارسی

تقویت کننده تفاضلی
تحلیل کننده تفاضلی
(ریاضی) حساب فاضله، حساب دیفرانسیل، حساب وابردی، حساب فاضله
حساب فاضله
(ریاضی) ضریب دیفرانسیل، همگر وابردی
(زمین شناسی) هم فشردگی ناسان، هم فشردگی ناهمسان
(ریاضی) معادله ی دیفرانسیل، معادله ی فاضله، همچندی وابردی، معادله متغیر مشتق چیزی
(مکانیک) چرخ دنده ی دیفرانسیل، دنده ی ناسانگر، دنده عقب اتومبیل
دنده عقب اتوموبیل که سرپیچهاسرعتهای مختلف به عقب می دهد
مرحله تفاضلی
(مکانیک) چرخ ناسانگر، چرخ دیفرانسیل

معنی differential در دیکشنری تخصصی

differential
[خودرو] دیفرانسیل. در یک آکس دور چرخها را متعادل میکند به خصوص در پیچها که دور چرخها با هم متفاوت است.
[شیمی] دیفرانسیل ، دیفرانسیلی ، تفاضلی ، فاضله ، وابردى
[عمران و معماری] وابرد
[کامپیوتر] دیفرانسیل ، تفاضلی
[برق و الکترونیک] دیفرانسیل ؛ تفاضل اختلاف بین سطوح مربوط به حالتهای روشن و خاموش در یک سیستم کنترل. - تفاضلی ، دیفرانسیلی
[ریاضیات] دیفرانسیل، مشتق گیری
[برق و الکترونیک] تقویت کننده تفاضلی - تقویت کننده ی تفاضلی تقویت کننده ای که خروجی آن متناسب با اختلاف ولتاژ اعمال شده به ورودی آن است . برخی از تقویت کننده های عملیاتی می توانند در حالت تفاضلی کارکنند. تقویت کننده ی اختلاف نیز نامیده می شود.
[برق و الکترونیک] تحلیلگر دیفرانسیل رایانه ای قیاسی که برای انتگرال گیری و حل معادلات دیفرانسیل طراحی شده است.
[ریاضیات] حساب دیفرانسیل و انتگرال
[عمران و معماری] محاسبات جزئی
[ریاضیات] حساب دیفرانسیل
[پلیمر] گرماسنجی تفاضلی
[برق و الکترونیک] ظرفیت خازنی دیفرانسیلی مشتق یک مشخصه ی بار نظیر مشخصه ی بار متناوب با مشخصه ی بار میانگین نسبت به ولتاژ و در نقطه ی معینی از آن.
[برق و الکترونیک] خازن تفاضلی نوعی خزان متغیر دو قس ...

معنی کلمه differential به انگلیسی

differential
• small difference between two adjacent values (mathematics); device that permits a different speed for two adjacent axles, differential gear; difference between two things of the same kind
• exhibiting a difference; pertaining to small differences (mathematics); pertaining to the difference of two or more motions
• a differential is a difference between two values in a scale; a technical use in mathematics.
• a differential is also a difference between rates of pay for different types of work, especially work done by people in the same industry or company.
differential and integral calculus
• branch of mathematics that deals with functions
differential backup
• backup method which copies only files which have been changed since the last backup
differential calculus
• branch of mathematics that deals with functions
differential diagnosis
• distinguishing of a disease or condition from others who present similar symptoms; working list of possibilities used by a doctor in the course of diagnosing a specific disease
differential duties
• lowest available rate
differential equation
• equation that expresses the connection between a variable and its derivative and whose solution is a function (mathematics)
differential gear
• gear that permits a different speed for two adjacent axles, differential
differential quotient
• ratio of change of a function with respect to its variable (mathematics)
differential thermometer
• thermometer which measures the difference between two or more temp ...

differential را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

MEHDI . KHAJEH
هماتولوژی
differential
دیفرانسیل
به معنای تفاوت و تمایز و افتراق است
روی یک لام گستره نازک خون تهیه کرده مراحل فیکس
و رنگ آمیزی روی گستره انجام می گیرد
حال گستره رنگ آمیزی شده را زیر میکروسکپ مورد بررسی قرار می دهیم ، با حرکت دادن صفحه میکروسکپ هر نوع گویچه سفید را که مشاهده کردیم جدا جدا یاداشت می کنیم تا تعداد گویچه های مشاهده شده به عدد 100 برسد
برای مثال تعداد نوترفیل مشاهده شده 55 عدد تعداد لنفوسیت مشاهده شده 38 عدد ، تعداد منوسیت 5 عدد، تعداد ائوزینوفیل 2 عدد و بازوفیل دیده نشد
Diff به صورت زیر گزارش می شود MEHDI . KHAJEH
55% : NEU
%Lym : 38
Mon : 5%
2% : Eos
جمع آن ها 100 است
فاضله
افتراقی
Kaveh.Ta
(مالی، اقتصاد) کارمزد اضافه؛ هزینه اضافه معاملات
محدثه فرومدی
نابرابری
علی
تفاوتی
ناهید ر
تبعیض آمیز، تمایزآمیز

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی differential
کلمه : differential
املای فارسی : دیفرانسیل
اشتباه تایپی : یهببثقثدفهشم
عکس differential : در گوگل

آیا معنی differential مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )