برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1409 100 1

differ

/ˈdɪfər/ /ˈdɪfə/

معنی: اختلاف داشتن، تفاوت داشتن، متمایز بودن، فرق داشتن
معانی دیگر: (معمولا با: from) فرق داشتن با، تفاوت داشتن با، متفاوت بودن، فروریدن، دگرسان بودن، ناسان بودن، اختلاف نظر داشتن، ناسان اندیشیدن، مخالف هم بودن، ناهمدل بودن، کیاگن بودن

واژه differ در جمله های نمونه

1. folks differ in their tastes
سلیقه‌ی انسان‌ها فرق دارد.

2. people differ greatly in their tastes
مردم از نظر سلیقه خیلی با هم فرق دارند.

3. those two engines differ from each other greatly
آن دو موتور خیلی با هم فرق دارند.

4. i am sorry to differ with you on this!
متاسفم که در این مورد با شما مخالفم‌!

5. the laws of each country differ from those of another
قوانین هر کشور با قوانین کشور دیگر فرق دارند.

6. the persecution of people who differ on religious matters
آزار مردمی که در امور دینی هم عقیده نیستند

7. States differ in standards for products and the labelling thereof.
[ترجمه ترگمان]کشورها در استانداردهای محصولات و برچسب زدن آن تفاوت دارند
[ترجمه گوگل]ایالات در استانداردها برای محصولات و برچسب زدن آنها متفاوت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The twins look alike, but they differ in temperament.
[ترجمه ترگمان]دوقلوها شبیه هم هستند، اما در خلق و خوی متفاوت هستند
[ترجمه گوگل]دوقلوها یکسان هستند، اما در خلق و خوی متفاوتند
[ترجمه شما] ...

مترادف differ

اختلاف داشتن (فعل)
differ
تفاوت داشتن (فعل)
differ
متمایز بودن (فعل)
differ
فرق داشتن (فعل)
vary , differ

معنی differ در دیکشنری تخصصی

differ
[ریاضیات] اختلاف داشتن

معنی کلمه differ به انگلیسی

differ
• be different; disagree
• if one thing differs from another or if they differ, they are unlike each other in some way.
• if people differ about something, they disagree with each other about it.
differ in kind
• have different characteristics
differ with
• disagree with, contradict, be at variance
agree to differ
• consent not to agree, agree to disagree
beg to differ
• request the opportunity to disagree
tastes differ
• to each his own, every person and his own individual preferences
to beg to differ
• allow oneself to dispute a matter

differ را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Matin
فرق داشتن با(معمولا با from می آید )
مثال:How does this car differ from the more expensive model
نوید عربی
عوض کردن نظر
سیدحسین اخوان بهابادی
Differ فرق داشتن.
Different فرق، متفاوت.
در مايه های Differ:
Offfer پیشنهاد.
محمد ولی زاده
?be different:How does this car differ from the more expensive modle

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی differ
کلمه : differ
املای فارسی : دیفر
اشتباه تایپی : یهببثق
عکس differ : در گوگل

آیا معنی differ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )