برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1681 100 1
شبکه مترجمین ایران

die down

/ˈdaɪˈdaʊn/ /daɪdaʊn/

معنی: تحلیل رفتن، مردن، روبزوال نهادن

واژه die down در جمله های نمونه

1. They waited for the tumult to die down.
[ترجمه ترگمان]منتظر بودند تا آشوب به پایان برسد
[ترجمه گوگل]آنها منتظر ماندگاری اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He waited for the applause to die down.
[ترجمه ترگمان]منتظر بود که کف زدن به پایان برسد
[ترجمه گوگل]او منتظر تشویق و نفرت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The controversy is unlikely to die down.
[ترجمه ترگمان]بعید است که این جنجال از بین برود
[ترجمه گوگل]بحث بر سر این است که بعید به نظر برسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. These rumours will soon die down.
[ترجمه ترگمان]این شایعات به زودی فروکش خواهند کرد
[ترجمه گوگل]این شایعات به زودی از بین خواهند رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The fire was beginning to die down.
...

مترادف die down

تحلیل رفتن (فعل)
dwindle , gnaw , consume , assimilate , die down , eat , emaciate
مردن (فعل)
go off , expire , die , demise , perish , die down , be killed , drop off , be slain , pop off , decease , pass away , pass out , knock off
روبزوال نهادن (فعل)
die down

معنی کلمه die down به انگلیسی

die down
• fade, ebb, subside, diminish

die down را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میلاد علی پور
کم شدن، کاهش یافتن
محمد رضا بیات
تا آب ها از آسیاب بیفته
عباس نعمتی فر
کم شدن، فروکش کردن
The flames finally died down.
When the applause had died down, she began her speech.
Shirinbahari
آرام شدن. ساکت شدن
After the storm had died down, we all tried cramming into
the car. It was a bit of a fiasco.
Farhood
[The Weather Improves]
[Collocation]
the wind dies down

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی die down

کلمه : die down
املای فارسی : دیه دون
اشتباه تایپی : یهث یخصد
عکس die down : در گوگل

آیا معنی die down مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )