برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1401 100 1

devil

/ˈdevl̩/ /ˈdevl̩/

معنی: شیطان، روح پلید، عفریت، ابلیس، نویسنده مزدور، خارخسک، با ماشین خرد کردن، تند و تیز کردن
معانی دیگر: (الهیات - معمولا حرف بزرگ) شیطان، اهریمن (با: the)، دیو، یکی از شیاطین، (عامیانه) تخم جن، پرشرو شور، اعجوبه، آتشپاره، (حاکی از همدردی) آدم ناموفق یا دل شکسته و مغموم، هر چیزی که به کار بردن یا فهم یا مهار آن مشکل باشد، (خوراک پزی) خوراک تند و پرادویه (معمولا ریزشده) پختن، آدم بدجنس و بدخواه، شریر، خبیث، رجوع شود به: printer's devil، (دستگاه جونده و پاره پاره کننده ی کاغذ و پارچه) کاغذ خوردکن، پارچه خورد کن، (با ماشین) پاره پاره کردن، تند و تیز کردن غذا

واژه devil در جمله های نمونه

1. devil in the similitude of a man
شیطان به شکل یک مرد

2. that devil of a car conked out again!
این ماشین لعنتی دوباره خاموش شد!

3. the devil equivocates in order to decive mankind
شیطان به منظور اغفال بشر تزویر می‌کند.

4. the devil tempted him
شیطان او را وسوسه کرد.

5. the devil you did!
واقعا راست می‌گویی که این کار را کردی‌!

6. a devil of a
حالت شدید چیزی،بی‌نهایت،بسیار (بد)

7. the devil
(عامیانه - نشان خشم یا شگفتی) غلط (کردی)،راستش را بگو!

8. the devil makes work for idle hands
شیطان آدم بیکاره را آسان‌تر وسوسه می‌کند

9. the devil to pay
دردسر،تقاص

10. that poor devil standing there. . .
آن مرد بیچاره که آنجا ایستاده . . .

11. better the devil you know than the devil you don't
آدم بدجنس آشنا از آدم بدجنس غریبه بهتر است

12. between the devil and the deep (blue) sea
(گیرافتاده) بین دو چیز ناخوشایند،بین چاه و چوله،نه راه پس و نه راه پیش داشتن

13. give the devil his due
...

مترادف devil

شیطان (اسم)
devil , archfiend , satan , demon , lucifer , fiend , deuce , beelzebub , bogey , bogie , bogy , daemon , tempter , mephistopheles , papaw , pawpaw
روح پلید (اسم)
devil , demon , fiend , daemon
عفریت (اسم)
devil , demon , fiend , deuce , monster , dickens , shaitan
ابلیس (اسم)
devil , satan , serpent
نویسنده مزدور (اسم)
devil , grub , hack
خارخسک (اسم)
devil , thistle , shaitan
با ماشین خرد کردن (فعل)
devil
تند و تیز کردن (فعل)
acerbate , devil

معنی عبارات مرتبط با devil به فارسی

چرتنه، هشت پا، اختپوت
هرچه باداباد، الله بختی، بی باک، جسور، بی توجه به مقام، لاابالی، لاقید
شیطان پرستی
افسردگی، ال، دیو
بی پروا، بی باک، نترس
تنوره ی دیو، گردباد کوچک
اژدر کوچک، مین یا نارنجک کوچک، ارابه دستی، لوله پاک کن مخصوص تمیز کردن لوله نفت، امر، ماشین بذرپاش دستی
1- گمراه و فاسد شدن 2- (حرف امر حاکی از خشم) برو به جهنم !، گورت را گم کن !
رجوع شود به: regal moth
طعمه ساختگی که دراب چر  میخورد
شاگرد چاپخانه
1- شیطان را احضار کردن 2- (عامیانه) شادی و بزن و بکوب کردن
رجوع شود به: devilfish، ماهی کوسه
بهمن
...

معنی کلمه devil به انگلیسی

devil
• evil spirit, demon
• harass, tease
• in christianity, the devil is the most powerful evil spirit.
• a devil is any evil spirit.
• you can also use devil when showing your opinion of someone. for example, you can call someone a silly devil or a lucky devil; an informal use.
devil among the tailors
• quarrel, squabble
devil dog
• member of the american marine corps, a united states marine
devil may care
• carefree, cheerful, happy go lucky, easygoing; careless; reckless; rakish
devil take the hindmost
• each person follows his self-interest and leaves others go as they may; last one loses
devil worship
• worship of satan and evil, worship of the devil, satanism
dare devil
• stunt man; recklessly daring person
• (said of acts or actions) daring and dangerous; impulsive, reckless; adventurous
drunk as the devil
• very drunk, inebriated, "plastered", "drunk like a fish"
dust devil
• small whirlwind of dust
like the devil
• in an evil manner, in a fiendish manner
little devil
• bad child, naughty child, mischievous prankster
printer's devil
• young apprentice in a printing company
raise the devil
• make a fuss, make problems
shame the devil
• embarrass satan, put satan to shame
sold his soul to the devil
• prepared to pay any price so as to get what ...

devil را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

dajes
الهه ای به نام شیطان که رانده شده یا بهتر بگم طرد شده بخاطر هوس یه موجود پست به اسم ادم
محمدرضا فیروزجایی
طوفان و گردباد هم می‌تواند معنی دهد
Dust devils
dare devil
بی باک،جسور،شیطانی
يار دلواري
she the opposite of his face is a devil
او بر عکس قیافه اش یک شیطان هست

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی devil
کلمه : devil
املای فارسی : دویل
اشتباه تایپی : یثرهم
عکس devil : در گوگل

آیا معنی devil مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )