برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1532 100 1
شبکه مترجمین ایران

developing

/dɪˈveləpɪŋ/ /dɪˈveləpɪŋ/

واژه developing در جمله های نمونه

1. developing agent
عامل ظهور

2. the developing nations
کشورهای در حال پیشرفت

3. our industries are developing fast
صنایع ما به سرعت در حال رشد است.

4. our first aim is developing persistence in children
هدف اولیه‌ی ما ایجاد پایمردی در کودکان است.

5. he has been drinking so much beer that he is developing a paunch
آنقدر آبجو خورده است که دارد شکم به هم می‌زند.

6. Helping to alleviate poverty in developing countries also helps to reduce environmental destruction.
[ترجمه ترگمان]کمک به کاهش فقر در کشورهای در حال توسعه نیز به کاهش تخریب محیط‌زیست کمک می‌کند
[ترجمه گوگل]کمک به کاهش فقر در کشورهای در حال توسعه نیز به کاهش تخریب محیط زیست کمک می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. There is a credibility gap developing between employers and employees.
[ترجمه ترگمان]یک شکاف اعتباری بین کارفرمایان و کارمندان وجود دارد
[ترجمه گوگل]شکاف اعتبار بین کارفرمایان و کارکنان وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی developing در دیکشنری تخصصی

[سینما] ظهور - ظهور فیلم
[فوتبال] پیشرفت کردن
[نساجی] ظاهر نمودن رنگ ( در مورد رنگهای خمی و نفتلی )
[نساجی] حمام ظاهر سازی رنگ
[نساجی] جزء ظهور
[ریاضیات] کشور های در حال توسعه
[سینما] استوانه ظهور
[نساجی] رنگینه ظهوری
[سینما] فیلم گیر
[سینما] ظهور تقویت شده

معنی کلمه developing به انگلیسی

developing
• growing, maturing; undergoing development
• improving, building; growing, maturing
• the developing countries are the poorer, less industrialized countries.
developing antibodies
• forming antibodies, developing substances to fight harmful bacteria in the body
developing country
• country in which the average standard of living is significantly lower than it is in countries with widespread industrial production and development, underdeveloped nation
developing mental skills
• cultivation of mental abilities; maturing mental faculties
developing pictures
• putting film into chemicals to make the photographs/pictures visible
film developing
• process of rendering images visible on film (photographs, motion picture film, etc.)

developing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

وفادار
در حال توسعه
mim_alef
تهیه
پارسا حسینی
در حال پیشرفت
باران
در حال توسعه
shiva_sisi‌
در حال تولید،تهیه،پیشرفت و ...
نسرین
توسعه داون کشورهای فقیر
وایل رحیمی
گسترش یافتن
علیرضا رحمتی
در حال رشد و توسعه ی اقتصادی (درباره ی کشورهای فقیر و ضعیف معمولا بکار میرود )
ebi
رو به پیشرفت ، پیش رونده
زهره حسینی
expand-extend-increase
Ayda
در حال پیشرفت ،در حال توسعه و رشد یافتن
افشار
نشات گرفته
Tara
تهیه، آماده سازی
علیرضا زارعی
پرورش (برای متن های زیست شناسی)
محمد
در حال رشد
aaaa
كشور در حال توسعه
سرگل رضائی
در حال پیشرفت
S.A
کشور اقتصادی در حال توسعه و رشد
شعبانی
ابتلا
Keivy
رشد کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی developing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )