برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1581 100 1
شبکه مترجمین ایران

despite

/ˌdɪˈspaɪt/ /dɪˈspaɪt/

معنی: مخالف، با وجود، علیرغم، با اینکه
معانی دیگر: نفرت، بیزاری، بدخواهی، کینه، بغض، رویگردانی، به رغم، برخلاف، فراسوی، توهین، کار تحقیرآمیز، خفیف سازی، تجاوز (به حیثیت و آبرو)، کینه ورزیدن

واژه despite در جمله های نمونه

1. The player continued in the game despite his injuries.
بازیکن با وجود جراحتی که داشت به بازی ادامه داد

2. Despite his size, Ted put up a good fight.
تد به رغم جثه اش، مبارزه خوبی را ارائه داد

3. We won the game by a shutout despite the fact that our team got only three hits.
ما با وجود این حقیقت که فقط سه ضربه موفق داشتیم، توانستیم سه بر هیچ بازی را ببریم

4. despite all difficulties, we triumphed over the enemy
با وجود همه‌ی دشواری‌ها بر دشمن پیروز شدیم.

5. despite all the expenditures, the movie was a bomb
علی‌رغم کلیه‌ی مخارج فیلم با شکست روبرو شد.

6. despite all the pressures, he did not buckle under
علیرغم همه‌ی فشارها سر تسلیم فرود نیاورد.

7. despite all the setbacks and hard trials . . .
علیرغم همه‌ی ناکامی‌ها و دشواری‌های شدید . . .

8. despite enemy fire, we made three runs and left the target in flames
با وجود آتش دشمن سه بار شیرجه رفتیم و هدف را به حریق کشاندیم.

9. despite everything, iranian culture will endure
علی‌رغم همه چیز،فرهنگ ایرانی باقی خواهد ماند.

10. despite his goofy appearance, he is an intelligent and hard-working person
علیرغم ظاهر مضحکش آدم با هوش و ...

مترادف despite

مخالف (حرف اضافه)
against , athwart , contrary to , despite , notwithstanding
با وجود (حرف اضافه)
despite , notwithstanding , but
علیرغم (حرف اضافه)
contrary to , despite , notwithstanding
با اینکه (حرف اضافه)
despite

معنی despite در دیکشنری تخصصی

[صنعت] با اینکه ، با وجود اینکه ، اگر چه
[ریاضیات] در صورت

معنی کلمه despite به انگلیسی

despite
• in spite of, notwithstanding
• you use despite to introduce a fact which makes the other part of the sentence surprising.
• if you do something despite yourself, you do it although you did not really intend to.
despite of
• in spite of, notwithstanding
despite the fact that
• in spite of the fact that -, notwithstanding that -
despite this
• in spite of this

despite را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Miladzareh
I enjoy the weekend, despite the bad weather
ka zem sarchahani
I ate some meat, despite I didn't like it
ka zem sarchahani
با وجود این که
حامد نیازی
برخلافِ
علارغمِ
باوجود اینکه
دانیال
دور ریختن، بیخیال چیز بی ارزشی شدن
Sahra
Without taking any notice of
mahdi
علی رغم
Mehran
علی رغم
بر خلاف
علیرضا طاهرخانی
.Despite
.In spite of
.Although
These are the same
عمران احمدی زاده
زوزه کشیدن
Benyamin
علیرغم آنکه ، باوجود آنکه
میلاد خوش‌خقلت
با آنکه...
با داشتن...
با بودن...
با دارایی...
با دارا بودن...
با هستی...
با فرتاش...
با نمود...
با رخداد...
با در پی بودن...
با به دنبال بودن...
با در میان بودن...
با پذیرفتن...
با در دید داشتن...
بی دگرگونی...
بدون نبود...
بی نبود...
میلاد خوش‌خقلت
با شمردن...
با به شمار آوردن...
TD
صرفنظر از ...
emilia
بد خواهی
محمدرضا ایوبی صانع
in spite of
برخلافِ
به رغمِ
علیرغمِ
tinabailari
علی رغم
We played football despite the bad weather
ما علی‌رغم هوای بد فوتبال بازی کردیم ➗➗➗
صنم
کینه ورزیدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی despite

کلمه : despite
املای فارسی : دسپیت
اشتباه تایپی : یثسحهفث
عکس despite : در گوگل

آیا معنی despite مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )