برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1394 100 1

descriptor

/dɪˈskrɪptər/ /dɪˈskrɪptə/

معنی: توصیف گر، واصف

واژه descriptor در جمله های نمونه

1. Good descriptors for any able library media specialist, too, are they not?
[ترجمه ترگمان]descriptors خوب برای هر متخصص رسانه‌های الکترونیکی موفق هم چنین نیستند؟
[ترجمه گوگل]توصیفگرهای خوبی برای هرکدام از متخصصان کتابخانه تخصصی کتابخانه نیز اینگونه نیستند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. In all cases the module descriptors are free-standing with clear indications of entry level.
[ترجمه ترگمان]در تمام موارد، descriptors ماژول آزاد هستند - با نشانه‌های روشن از سطح ورود
[ترجمه گوگل]در همه موارد، توصیفگرهای ماژول به صورت رایگان با نشانه های روشن از سطح ورودی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Terminology Several descriptors are typically used in evaluating neural network implementations.
[ترجمه ترگمان]اصطلاحات بسیاری معمولا در ارزیابی پیاده‌سازی‌های شبکه عصبی به کار می‌روند
[ترجمه گوگل]اصطلاحات توصیفگرهای متعددی معمولا در ارزیابی اجرای شبکه عصبی استفاده می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. There is only one parameter block descriptor for every parameter block.
...

مترادف descriptor

توصیف گر (اسم)
descriptor
واصف (اسم)
descriptor

معنی descriptor در دیکشنری تخصصی

descriptor
[کامپیوتر] واصف ، شرح دهنده ، توصیف گر .
[کامپیوتر] توصیف گر داده ها
[کامپیوتر] توصیف کننده وضعیت وظیفه ، توصیف گر حالت کار .
[برق و الکترونیک] توصیف گر ترافیک

معنی کلمه descriptor به انگلیسی

descriptor
• (in database management) key word used to identify sort and unite data records

descriptor را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
توصیفگر
benyamin
مفسر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی descriptor
کلمه : descriptor
املای فارسی : دسکریپتر
اشتباه تایپی : یثسزقهحفخق
عکس descriptor : در گوگل

آیا معنی descriptor مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )