برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1721 100 1
شبکه مترجمین ایران

demoralisation

واژه demoralisation در جمله های نمونه

1. The demoralisation generated by the occupation was taken full advantage of by the Communists to establish a socialist republic.
[ترجمه ترگمان]The که توسط اشغال تولید شد، از مزایای استفاده از کمونیست‌ها برای ایجاد یک جمهوری سوسیالیستی استفاده کردند
[ترجمه گوگل]دموکراسی ناشی از اشغال توسط کمونیست ها به طور کامل مورد استفاده قرار گرفت تا یک جمهوری سوسیالیست ایجاد کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Despite my demoralisation, ex-colleagues remind me that many sex offenders do want to change and that we have to do something to assist them.
[ترجمه ترگمان]با وجود demoralisation، همکاران سابق به من یاد آوری می‌کنند که بسیاری از مجرمان سکس می‌خواهند تغییر کنند و ما باید کاری برای کمک به آن‌ها انجام دهیم
[ترجمه گوگل]علی رغم تحقق من، همکاران سابق مرا به یاد می آورند که بسیاری از جنایتکاران خواهان تغییر هستند و ما باید کاری برای کمک به آنها انجام دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Setting a cost limit first, and then trying to tailor services to fit, causes only conflict and demoralisation.
[ترجمه ترگمان]تعیین یک حد هزینه اولیه، و سپس تلاش برای انجام خدمات به تناسب، تنها باعث تعارض و تعارض می‌شود
[ترجمه گوگل]برای اولین بار تنظیم هزینه هزینه و سپس تلاش برای تطبیق دادن خدمات به تناسب، منجر به تناقض و تضعیف می شود ...

معنی کلمه demoralisation به انگلیسی

demoralisation
• corruption of morals; destruction of morale (also demoralization)

demoralisation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

الهام قدوسی
بی اخلاقی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی demoralisation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )