برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1395 100 1

dehydrated

/dəˈhaɪdret/ /ˌdiːˈhaɪdreɪt/

اب چیزی را گرفتن، بیاب کردن، پسابش داشتن، وابشت کردن

واژه dehydrated در جمله های نمونه

1. foods are dehydrated to preserve them
برای حفظ مواد غذایی آنها را خشک (یا آب‌زدایی) می‌کنند.

2. the marathon runner dehydrated and fainted
دونده‌ی ماراتن دچار آب از دست دادگی شد و غش کرد.

3. The substance is dehydrated and stored as powder.
[ترجمه ترگمان]این ماده خشک‌شده و به عنوان پودر نگهداری می‌شود
[ترجمه گوگل]ماده خشک شده و به عنوان پودر ذخیره می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Normally specimens have to be dehydrated.
[ترجمه ترگمان]معمولا نمونه‌ها باید dehydrated شوند
[ترجمه گوگل]به طور معمول نمونه ها باید خشک شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Her body had dehydrated dangerously with the heat.
[ترجمه ترگمان]بدنش با گرما از بدنش کم شده بود
[ترجمه گوگل]بدن او به شدت با گرما خشک شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Foods are dehydrated to conserve them for future use.
...

معنی dehydrated در دیکشنری تخصصی

dehydrated
[عمران و معماری] پسابیده
[زمین شناسی] پسابیده
[نساجی] آب گیری - آب زدائی از مواد شیمیایی
[علوم دامی] علو فه آبگیری شده .

معنی کلمه dehydrated به انگلیسی

dehydrated
• dried, parched, lacking water
• dehydrated food has been through a process that removes all the water from it, often in order to preserve it.
• if you are dehydrated, you feel ill because you have lost too much water from your body.

dehydrated را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پیام
از دست دادن آب بدن
علیرضا انگوتی
خشک کردن، خشکاندن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dehydrated
کلمه : dehydrated
املای فارسی : دهیدراتد
اشتباه تایپی : یثاغیقشفثی
عکس dehydrated : در گوگل

آیا معنی dehydrated مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )