برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1533 100 1
شبکه مترجمین ایران

dehydrate

/dəˈhaɪdret/ /ˌdiːˈhaɪdreɪt/

معنی: اب چیزی را گرفتن، بی آب کردن، پسابش داشتن، وابشت کردن
معانی دیگر: (بافت و ترکیب و ماده و غیره) آب زدایی کردن، (خوراک) خشک کردن، آب زدایی شدن، خشک شدن، آب از دست دادن، بی اب کردن

بررسی کلمه dehydrate

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: dehydrates, dehydrating, dehydrated
(1) تعریف: to remove water from (fruits, vegetables, or other foods) for preservation.
مشابه: dry, evaporate

(2) تعریف: to remove water or the elements of water from (a chemical compound).
متضاد: hydrate

(3) تعریف: to cause (the body or bodily tissues) to lose water.
متضاد: hydrate
فعل ناگذر ( intransitive verb )
مشتقات: dehydration (n.), dehydrator (n.)
• : تعریف: to lose water; dry out.
متضاد: hydrate

واژه dehydrate در جمله های نمونه

1. Runners can dehydrate very quickly in this heat.
[ترجمه ترگمان]Runners می‌توانند خیلی سریع آب را در این گرما خشک کنند
[ترجمه گوگل]دونده ها می توانند در این گرما بسیار سریع خشک شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. People can dehydrate in weather like this.
[ترجمه ترگمان]مردم می‌توانند مثل این آب و هوایی را بی‌آب کنند
[ترجمه گوگل]مردم در آب و هوا مانند این می توانند خشک شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. People can very quickly dehydrate in the desert.
[ترجمه ترگمان]مردم می‌توانند خیلی سریع ما را در بیابان بی‌آب کنند
[ترجمه گوگل]مردم در صحرا می توانند به سرعت از آب بیفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. High temperatures make people dehydrate very quickly.
[ترجمه ترگمان]دمای بالا مردم را خیلی سریع بی‌آب می‌کنند
[ترجمه گوگل]دماهای بالا مردم را بسیار سریع خشک می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف dehydrate

اب چیزی را گرفتن (فعل)
dehydrate
بی آب کردن (فعل)
dehydrate
پسابش داشتن (فعل)
dehydrate
وابشت کردن (فعل)
dehydrate

معنی dehydrate در دیکشنری تخصصی

dehydrate
[عمران و معماری] پسابیدن
[زمین شناسی] پس‎آبیدن ، آب چیزی را گرفتن ، بی آب کردن ، پسابش داشتن
[نفت] آب زدایی کردن

معنی کلمه dehydrate به انگلیسی

dehydrate
• deprive of water, remove water from; lose bodily fluids

dehydrate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
آب زدودن ، آب‌زدوده کردن ، کم‌آب کردن
Mobin1
Dry up or dehumidify
alirezaps
آبکشی
خشک کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dehydrate

کلمه : dehydrate
املای فارسی : دهیدرت
اشتباه تایپی : یثاغیقشفث
عکس dehydrate : در گوگل

آیا معنی dehydrate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )