برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1436 100 1

degrees

واژه degrees در جمله های نمونه

1. ten degrees of frost
ده درجه زیر صفر

2. varying degrees of temperature
درجات مختلف حرارت

3. by degrees
کم‌کم،به درجات

4. analysis into simple degrees of freedom
تجزیه به درجات آزادی منفرد

5. criminality has different degrees
بزهکاری درجات مختلف دارد.

6. a heat of 50 degrees
حرارت 50 درجه

7. a heel of ten degrees to the right
خم شدگی ده درجه به سوی راست

8. a ship at forty degrees north latitude
کشتی واقع در عرض جغرافیایی (پهنا رج) چهل درجه‌ی شمالی

9. an ascent of three degrees
سربالایی به میزان سه درجه

10. an inclination of 20 degrees
شیب 20 درجه

11. the thermometer reads 35 degrees
گرما سنج (میزان‌الحراره) 35 درجه را نشان می‌دهد.

12. to grow dark by degrees
کم‌کم تاریک شدن،به درجات تاریک شدن

13. a right angle has 90 degrees
زاویه‌ی قائمه نود درجه است.

14. the temperature stan ...

معنی عبارات مرتبط با degrees به فارسی

در مقابل، در عوض، از سوی دیگر، کم کم، به درجات

معنی کلمه degrees به انگلیسی

degrees centigrade
• degrees measured on a thermometer on which 0 degrees is the freezing point and 100 degrees is the boiling point of water
degrees fahrenheit
• degrees measured on a thermometer on which 32 degrees is the freezing point and 212 degrees is the boiling point of water
degrees of freedom
• number of unrestricted values that can be applied in any order to a distribution (statistics)
by degrees
• by steps, in phases, little by little
song of degrees
• song of ascents, fifteen psalms (from 120-134) that prophecy the return to zion or going up from captivity

degrees را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mohammad
مدرک
soheil
مدرک-درجه
محدثه فرومدی
مراتب، مقادیر
Raha
درجه
مثلا ۸۰ درجه زیر صفر
آرتین پژهان
دیگری ، در مقابل.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی degrees مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )