برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1394 100 1

death toll

واژه death toll در جمله های نمونه

1. As the unrest continued, the death toll rose .
[ترجمه ترگمان]با ادامه ناآرامی‌ها، آمار تلفات افزایش یافت
[ترجمه گوگل]با ادامه ناآرامی، تعداد تلفات افزایش یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The death toll has risen to 8
[ترجمه Fatemeh] آمار تلفات به ۸نفر افزایش یافته
|
[ترجمه ترگمان]تعداد کشته‌ها به ۸ تن رسیده‌است
[ترجمه گوگل]تعداد تلفات به 8 نفر افزایش یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The death toll continues to mount.
[ترجمه ترگمان]تعداد کشته‌ها به صعود ادامه دارد
[ترجمه گوگل]شمار تلفات همچنان ادامه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The day after the explosion the death toll had risen to 90.
[ترجمه ترگمان]روز بع ...

معنی کلمه death toll به انگلیسی

death toll
• total loss of life, number of persons killed (in a battle, natural disaster, etc.)
• the death toll of an accident, disaster, or war is the number of people who die in it.
highest death toll
• largest number of people killed

death toll را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

دکتر علی ناجی
آمار تلفات
Farnoush
شماری ازافرادکشته شده دریک بلای طبیعی یاتصادف

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی death toll مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )