برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1576 100 1
شبکه مترجمین ایران

darken

/ˈdɑːrkən/ /ˈdɑːkən/

معنی: تاریک کردن، تیره کردن، تاریک شدن
معانی دیگر: تاریک شدن یا کردن، تیره کردن یا شدن، تارین کردن یا شدن، شبدیز شدن، خشین کردن یا شدن، کور کردن یا شدن، (چشم) تار شدن

بررسی کلمه darken

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: darkens, darkening, darkened
(1) تعریف: to cause to be dark or darker.
متضاد: blanch, illuminate, light, lighten
مشابه: black, blacken, cloud, eclipse

(2) تعریف: to make murky or obscure.
متضاد: illuminate
مشابه: becloud, black, eclipse, fog

(3) تعریف: to cause to be somber.
متضاد: lighten
فعل ناگذر ( intransitive verb )
مشتقات: darkener (n.)
(1) تعریف: to become dark.
متضاد: bleach, illuminate, light, lighten
مشابه: gloom, lower

(2) تعریف: to become murky or obscure.
متضاد: illuminate
مشابه: cloud

(3) تعریف: to become somber.

واژه darken در جمله های نمونه

1. to darken a room by turning off the lights
با خاموش کردن چراغ‌ها اتاقی را تاریک کردن

2. not darken one's door (or doorway)
به خانه‌ی کسی نرفتن،(به جایی) نرفتن

3. Though malice may darken truth, it cannot put it out.
[ترجمه ترگمان]اگر چه کینه به دل دارد، نمی‌تواند آن را خاموش کند
[ترجمه گوگل]اگرچه بدبختی حقیقت را تیره می کند، نمی تواند آن را بیابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The sky began to darken as the storm approached.
[ترجمه ترگمان]هنگام نزدیک شدن طوفان، آسمان تیره شد
[ترجمه گوگل]آسمان به تاریکی نزدیک شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Go ! And never darken my door again!
[ترجمه ترگمان]! برو و هیچ وقت دوباره در خونه من تیره و تار نمی شه
[ترجمه گوگل]برو و دوباره درب من را تیره نمی کند!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Nothing was going to darken his mood today.
...

مترادف darken

تاریک کردن (فعل)
obscure , overshadow , gloom , becloud , darken
تیره کردن (فعل)
mud , obscure , fog , dim , gloom , blur , shade , bedim , overcloud , darken , tarnish , overcast
تاریک شدن (فعل)
darken

معنی کلمه darken به انگلیسی

darken
• make dark; dim; grow dark; obscure
• if something such as the sky darkens or if something darkens it, it becomes darker in colour.
• if someone's face darkens, they suddenly look angry.
• see also darkened.

darken را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سبحان مرادی
تیره کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی darken

کلمه : darken
املای فارسی : درکن
اشتباه تایپی : یشقنثد
عکس darken : در گوگل

آیا معنی darken مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )