برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1621 100 1
شبکه مترجمین ایران

Drifting

واژه Drifting در جمله های نمونه

1. smoke was drifting from the chimney
دود داشت از دود کش متصاعد می‌شد.

2. The world was drifting to war.
[ترجمه ترگمان]دنیا داشت به جنگ می‌رفت
[ترجمه گوگل]جهان به جنگ رفته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The wind is drifting the snow.
[ترجمه Zhr] باد برف را زیر و رو میکرد
|
[ترجمه ترگمان]باد در برف‌ها شناور است
[ترجمه گوگل]باد برف را از دست می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. People kept drifting in and out of the meeting.
[ترجمه ترگمان]مردم مدام به داخل و خارج از جلسه می‌رفتند
[ترجمه گوگل]مردم در محل و خارج از جلسات حرکت می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Is the business drifting towards bankruptcy?
...

معنی کلمه Drifting به انگلیسی

drifting
• floating on the surface of a lake or sea or other body of water; changing successively especially from one dwelling place or occupation to another

Drifting را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی رسولی
تونل دنبال رو
کمال
دیوانه کننده
majid
حمل شدن توسط آب یا هوا
محمد رومزی
معلق روی سطح آب
mahnaz javedani
رانش در زمین شناسی
جمع شدن
رسول قنبری
بی مقصد رانندگی کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی Drifting مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )