برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1536 100 1
شبکه مترجمین ایران

Dramatic

/drəˈmætɪk/ /drəˈmætɪk/

معنی: نمایشی، درهم
معانی دیگر: (وابسته به هنر نمایش) نمایشی، تئاتری، نمایش مانند (از نظر برخوردها و ساختمان)، (رویداد یا سرگذشت پرهیجان و پر تحرک) پرماجرا، شگرف، پرشور (dramatical هم می گفتند)، مهیج

واژه Dramatic در جمله های نمونه

1. a dramatic critic
هنرسنج تئاتر

2. a dramatic performance
ایفای نقش دراماتیک،اجرای دراماتیک

3. his dramatic attempt to escape from jail
تلاش پرشور او برای فرار از زندان

4. a difficult dramatic part which few actors can encompass
نقش نمایشی دشوار که بازیگران معدودی قادر به ایفای آن می‌باشند.

5. the most dramatic event of the first world war
شگرف‌ترین رویداد جنگ جهانی اول

6. a ballerina who essayed a dramatic role on television
رقاصه‌ی باله که بازی در یک نقش دراماتیک در تلویزیون را مورد امتحان قرار داد

7. The businesses showed a dramatic variation in how they treated their staff.
[ترجمه ترگمان]کسب و کارها تغییرات چشمگیری در نحوه برخورد آن‌ها با کارکنان خود نشان دادند
[ترجمه گوگل]کسب و کار ها تغییرات قابل توجهی در نحوه برخورد با کارکنان خود نشان دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Environmentalists are alarmed by the dramatic increase in pollution.
[ترجمه ترگمان]متخصصان محیط‌زیست از افزایش چشمگیر آلودگی هراس دارند
[ترجمه گوگل]محیط زیست از افزایش چشمگیر آلودگی جلوگیری می کند
...

مترادف Dramatic

نمایشی (صفت)
expositive , scenic , demonstrative , dramatic , exhibitive , expository , flashy , stagy
درهم (صفت)
tangled , garbled , mixed , shaggy , indistinct , dramatic

معنی عبارات مرتبط با Dramatic به فارسی

(شعر و داستان) تک گویی نمایشی، نوعی داستان نمایشی که دران یکنفر بتنهایی ظاهرمیشود وبا متکلم وحده است

معنی Dramatic در دیکشنری تخصصی

[سینما] نمایشی - دراماتیک
[سینما] اعمال دراماتیک
[سینما] فیلم مستند داستانی
[سینما] تجربه دراماتیک
[سینما] نورپردازی دراماتیک
[سینما] موقعیت دراماتیک صحنه
[سینما] ساختمان دراماتیک - ساختمان نمایشی - عناصر کیفی نمایش
[سینما] تنش نمایشی
[سینما] نیروی نمایشی
[سینما] زمان نمایشی

معنی کلمه Dramatic به انگلیسی

dramatic
• written as a drama, having the base of drama; emotional, surprising, containing conflict
• dramatic change is sudden and noticeable.
• you describe something as dramatic when it is very exciting.
• if you say or do something dramatic, you are trying to surprise and impress people.
• dramatic art or writing is connected with plays and the theatre.
• dramatics is the performing of plays.
dramatic art
• dramaturgy, art of writing and producing plays
dramatic development
• vivid development, striking occurrence
dramatic turn
• extreme turning point, striking change of events

Dramatic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سارا فرهنگ
تماشایی
مژگان
چشم گیر
فواد بهشتی
قابل توجه، قابل ملاحظه
فواد بهشتی
هیجانی (در گیر کننده احساسات)، احساسی، عاطفی
م
غم انگیز
mahsa
تو دیکشنری زده دراماتیک
great or exciting
فرزاد
(of an event or circumstance) sudden and striking.(یک رویداد یا پیشآمد یا شرایط) ناگهانی و قابل توجه یا موثر است.
"a dramatic increase in recorded crime"
"افزایش چشمگیر جرایم ثبت شده"
Moridi
شدید
Yasi
Sudden and surprising
کوردستان
تکان دهنده
حامد نیازی
چشمگیر
ناگهانی
قابل توجه
dramatic change/shift/improvement
dramatic increase/rise/fall/drop/reduction
dramatic effect/results
Hosna
Very happily to here
امین جهانگرد
1-great & sudden
computer & internet had a dramatic impact on human life
2-exciting or impressive
what a dramatic comeback from Real Madrid!!!
3-نمایشی(مربوط ب بازیگری و رشته نمایش)
dramatic arts
Kiarash
sudden and surprising
عاطفه
!Don't be so dramatic
زیادی شلوغش نکن. خیلی مته به خشخاش نذار.
سجاد مصلحی
1- چشمگیر- شگرف- فوق العاده
2- نمایشی- (مربوط به) نمایش
نیلا مقدس
غم انگیز ،احساسی،نمایشی،محیج
یاسی شمخانی
تاثیر برانگیز
علی هادی
شدید و چشمگیر
dramatic drop
کاهش چشمگیر
میلاد علی پور
گیرا، اثرگذار، اثر بخش، مهم، شایان توجه، قابل توجه، برجسته
مصطفی احمدی
ناگهانی ، بزرگ و هیجانی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dramatic

کلمه : dramatic
املای فارسی : دراماتیک
اشتباه تایپی : یقشئشفهز
عکس dramatic : در گوگل

آیا معنی Dramatic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )