برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1407 100 1

Dogsbody

/ˈdɒɡzbɒdi/ /ˈdɒɡzbɒdi/

(انگلیس - عامیانه - کسی که برای انجام کارهای بدنی و خر کاری اجیر شده است) خرکار، خرحمال

واژه Dogsbody در جمله های نمونه

1. I've got a crummy ordinary dogsbody job.
[ترجمه ترگمان]من یک شغل مسخره معمولی دارم
[ترجمه گوگل]من یک کار سگ کوچولو عادی دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She was evidently their dogsbody, used for tasks which no one else was prepared to take on.
[ترجمه ترگمان]ظاهرا She خود را برای انجام دادن کارهایی که هیچ‌کس حاضر نبود بر عهده بگیرد بکار می‌برد
[ترجمه گوگل]او آشکارا بدن سگ خود بود، که برای وظایفی که هیچ کس دیگر آماده نداشت، مورد استفاده قرار می گرفت، استفاده می شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. But I act as general dogsbody, carry books, go fetch, good boy, that kind of thing.
[ترجمه ترگمان]اما من به عنوان ژنرال dogsbody، کتاب حمل می‌کنم، برو پی کارت، پسر خوب، از این قبیل چیزها
[ترجمه گوگل]اما من به عنوان یک زن سگ معمولی عمل می کنم، کتاب های خود را حمل می کنم، پسرک خوب، این چیزها را می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Everyone's mascot, jester, dogsbody, hoping to foil the punches by rolling over and begging for a pat on the head.
[ترجمه ...

معنی کلمه Dogsbody به انگلیسی

dogsbody
• servant, drudge, one who performs undesirable or menial jobs (british slang)
• a dogsbody is someone who does the boring jobs that nobody else wants to do; an informal word.

Dogsbody را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Shirinbahari
کارگر کارهای خسته کننده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dogsbody
کلمه : dogsbody
املای فارسی : دگسبدی
اشتباه تایپی : یخلسذخیغ
عکس dogsbody : در گوگل

آیا معنی Dogsbody مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )