برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1728 100 1
شبکه مترجمین ایران

Document

/ˈdɑːkjəment/ /ˈdɒkjʊment/

معنی: سند، مدرک، تمسک، دستاویز
معانی دیگر: دست آویز، یافتگان، بنچاک، سند ارائه دادن، سنددار کردن، با مدرک اثبات کردن، (کتاب و رساله و غیره - با رجوع به منابع و مراجع مختلف ادعای خود را) به اثبات رساندن، مستند کردن، ملاک، سندیت دادن

واژه Document در جمله های نمونه

1. Newly discovered documents showed that the prisoner was obviously innocent.
مدارک به تازگی کشف شده نشان داد که زندانی کاملا بی گناه است

2. The documents of ancient Rome have survived many centuries.
اسناد روم باستان قرن های زیادی به جای مانده اند

3. We were reluctant to destroy important documents.
مایل نبودیم که اسناد مهم را از بین ببریم

4. the document contained several erasures
سند دارای چندین جای پاک شده بود.

5. the document is now in his hands
سند اکنون در اختیار او می‌باشد.

6. the document is written in hieratic
سند به خط کاهنی نوشته شده است.

7. this document lacks legal force
این سند ارزش قانونی ندارد.

8. a good document
سند معتبر

9. a historical document
سند تاریخی (دارای ارزش تاریخی)

10. a legal document
سند قانونی

11. you must document your claims
ادعاهای خود را باید مستند کنید.

12. evidence clarifying a document but not deriving from the document itself is evidence aliunde
...

مترادف Document

سند (اسم)
bill , act , deed , document , instrument , evidence , title deed , script , voucher , writ , forgery , legal act , muniment
مدرک (اسم)
proof , document , evidence , lead , testimony , witness , record , clue , voucher , muniment
تمسک (اسم)
document , demand note
دستاویز (اسم)
excuse , document , pretext , voucher

معنی عبارات مرتبط با Document به فارسی

معنی Document در دیکشنری تخصصی

document
[حسابداری] سند ، مدرک
[کامپیوتر] سند ، نوشته - فایلی با یک متن چاپی ( یعنی یک حرف ، نامه ، یا فصل کتاب ) با یک ترسیم یا قطعه ی کاری دیگری که انسان به کمک کامپیوتر آن را ویرایش می کند. - سند
[برق و الکترونیک] سند ، مدرک منرع داده های ورودی به رایانه . - سند ، مدرک
[صنعت] سند ، مدرک ، ملاک
[حقوق] تهیه کردند، ارائه کردن سند، مستند کردن ادله، جمع آوری و تنظیم اسناد و مدارک سند، مدرک
[ریاضیات] سند، پرونده، مدرک
[کامپیوتر] فونت پایه مدرک
[کامپیوتر] متمرکز روی سند
[کامپیوتر] برنامه کمکی مقایسه مدارک
[کامپیوتر] فایل سندی
[کامپیوتر] فرمت مدرک ؛ قالب مدرک
[کامپیوتر] پردازش تصویری سند
[کامپیوتر] مدیریت سند
[کامپیوتر] سیستم مدیریت سند
[کامپیوتر] حلات نوشته یا سند - روش معمول در نوشتن مستنداتی که باید چاپ شوند . واژه پرداز شامل کدهایی است که علامت تیره ، صفحات و مانند آن را مشخص می کند، از این رو به جای تولید یک فایل متن ، فایل خاص واژه پردازی را ایجاد می کند. نگاه کنید به te ...

معنی کلمه Document به انگلیسی

document
• certificate, paper which provides information or evidence; deed, written file; data file containing the product of a user's work (computers)
• record for evidence, provide with documentary evidence, substantiate
• a document is an official piece of paper with writing on it.
• if you document something, you make a detailed record of it on film, tape, or paper.
document forgery specialist
• expert at creating counterfeit documents
document image processing
• archive system for documents and images, image processing system for documents
document of title
• certificate of ownership
document retrieval
• locating and recovering documents
document security
• protection of valuable documents
document type definition
• specification written in the standard generalized markup language and containing information about the format of a particular document, dtd (computers)
document window
• window in which an application displays the document that a user is working on
dated document
• document that has been marked with a date
edit a document
• revise a document; review a document and make changes and corrections if necessary
historical document
• paper which bears witness to an historic event
judicial document
• document used in a court of law
notary document
• document which has been certified by a notary public
official documen ...

Document را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا خسروی
گزارش مستند تهیه کردن
a.r
to record or report in detail, as in the press, on television, etc
to support (statements in a book, for example) with written references or citations
امینی
مطلب،مطالب
ABC
سند و مدرك
Z
مستند
فیض
مستندسازی
بهار ابراهیمی
A piece of writing that give you some informations
English User
به ثبت رساندن
فهیمه چاکرالحسینی
استناد کردن
Moz
مدرک ، اسناد،مستند
We need a good document to prove that
ما به یک سند معتبر نیاز داریم تا ان را ثابت کنیم🕵️‍♂️
موسی
document(noun) = سند،مدرک،متن سند،تصویر سند

Definition = یک مقاله یا مجموعه مقالاتی با اطلاعات مکتوب یا چاپی ، به ویژه از نوع رسمی/متنی که در رایانه نوشته و ذخیره می شود/یک فایل کامپیوتری حاوی متن و گاهی تصاویر/

legal/travel documents = اسناد یا مدارک قانونی
the relevant/important documents = مدارک یا اسناد مربوط یا مهم
official/confidential/legal documents = اسناد رسمی/محرمانه/حقوقی
a forged document = یک سند جعلی
print/save/format a document = چاپ / ذخیره / قالب بندی متن یا تصویر یک سند

examples:
1-Newly discovered documents showed that the prisoner was obviously innocent.
اسناد تازه کشف شده نشان می داد که زندانی به طور واضح بی گناه بوده است.
2-The documents of ancient Rome have survived many centuries.
اسناد روم باستان قرن ها باقی مانده است.
3-Copies of the relevant documents must be filed at court.
کپی‌هایی از مدارک مرتبط باید در دادگاه ضمیمه پرونده شوند.
4-We were reluctant to destroy important documents.
ما تمایلی به از بین بردن اسناد مهم نداشتیم.
5-They are charged with using forged documents.
اتهام آنها استفاده از اسناد جعلی است.
6-I'll send you the document by email.
من متن سند را از طریق ایمیل برای شما ارسال می کنم.
7-?Do you have all your documents in order to apply for a passport
آیا همه مدارک خود را برای درخواست گذرنامه دارید؟
8-We will accept original documents only, not copies.
ما فقط اسناد اصلی را می پذیریم ، نه کپی ها.
9-A spokesman from the Home Office refused to comment on the leaked document.
سخنگوی وزارت کشور از اظهار نظر در مورد سند فاش شده خودداری کرد.
10-Federal Agency documents outline the scope of the extensive project.
اسناد آژانس فدرال دامنه این پروژه گسترده را مشخص می کند.
11-I was unable to open the attached document.
من قادر به باز کردن متن(تصویر) سند پیوست نبودم.
12-Remember to save your documents at regular intervals when making changes.
به خاطر داشته باشید که هنگام ایجاد تغییرات ،متن اسناد خود را در فواصل منظم ذخیره کنید.

document(verb) = مستند کردن،ثبت کردن،ارائه دادن،به اثبات رساندن

Definition =برای ثبت جزئیات یک رویداد ، یک روند و غیره/برای ثبت اطلاعات در مورد چیزی با نوشتن در مورد آن یا گرفتن عکس از آن/

to document something = چیزی را ثبت کردن یا مستند کردن
to document a claim = ادعایی را مستند کردن(برای ادعایی سند ارائه دادن)

examples:
1-Causes of the disease have been well documented.
علل این بیماری به خوبی ثبت شده است.
2-His interest in cars has been well-documented (= recorded and written about) by the media.
علاقه وی به اتومبیل توسط رسانه ها به خوبی مستند شده است (= در مورد آنها ضبط و نوشته شده است).
3-The study documents various aspects of Indian life in this period.
این مطالعه جنبه های مختلف زندگی هند را در این دوره به اثبات می رساند.
4-The harmful effects of greenhouse gases have been well documented.
اثرات مضر گازهای گلخانه ای به خوبی اثبات شده است.
5-A recent state investigation found that the district has failed to document how it spent some $23 million in federal funds.
تحقیقات اخیر ایالتی نشان داد که این حوزه نتوانسته است اثبات کند که چگونه 23 میلیون دلار در بودجه فدرال هزینه کرده است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی document

کلمه : document
املای فارسی : داکیومنت
اشتباه تایپی : یخزعئثدف
عکس document : در گوگل

آیا معنی Document مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )